incenses

[ایالات متحده]/ˈɪn.sensɪz/
[بریتانیا]/ˈɪn.sensɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد معطر که به خاطر بویشان سوزانده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

burning incenses

سوزاندن بخور

scented incenses

بخورهای معطر

natural incenses

بخورهای طبیعی

herbal incenses

بخورهای گیاهی

incenses sticks

چوب بخور

incenses holder

نگهدارنده بخور

incenses burner

دستگاه بخور

incenses shop

فروشگاه بخور

incenses variety

تنوع بخور

incenses blend

مخلوط بخور

جملات نمونه

she incenses her home with lavender sticks.

او خانه خود را با چوب‌های لور باستان خوشبو می‌کند.

the strong smell of incenses filled the air.

بوی تند بخورها هوا را پر کرد.

he prefers to burn incenses while meditating.

او ترجیح می‌دهد در حالی که مدیتیشن می‌کند بخور بسوزاند.

incenses are often used in religious ceremonies.

بخورها اغلب در مراسم مذهبی استفاده می‌شوند.

she buys various incenses from the local market.

او بخورهای مختلف را از بازار محلی می‌خرد.

incenses can create a calming atmosphere.

بخورها می‌توانند فضایی آرامش‌بخش ایجاد کنند.

he enjoys the ritual of lighting incenses.

او از آیین روشن کردن بخورها لذت می‌برد.

different incenses have unique scents and meanings.

بخورهای مختلف دارای عطرها و معانی منحصر به فرد هستند.

they used incenses to purify the space.

آنها از بخور برای پاکسازی فضا استفاده کردند.

incenses are often part of traditional healing practices.

بخورها اغلب بخشی از روش‌های درمانی سنتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید