incertitudes

[ایالات متحده]/ˌɪnˈsɜːtɪtjuːd/
[بریتانیا]/ˌɪnˈsɜrtɪtud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت عدم قطعیت؛ کمبود قطعیت یا اعتماد به نفس

عبارات و ترکیب‌ها

existential incertitude

نایاب بودن وجودی

economic incertitude

نایاب بودن اقتصادی

personal incertitude

نایاب بودن شخصی

political incertitude

نایاب بودن سیاسی

future incertitude

نایاب بودن آینده

market incertitude

نایاب بودن بازار

social incertitude

نایاب بودن اجتماعی

global incertitude

نایاب بودن جهانی

environmental incertitude

نایاب بودن محیط زیست

scientific incertitude

نایاب بودن علمی

جملات نمونه

his incertitude about the future made him anxious.

این عدم اطمینان در مورد آینده باعث اضطراب او شد.

in moments of incertitude, it's important to stay calm.

در لحظات عدم اطمینان، حفظ آرامش مهم است.

the incertitude of the weather forecast surprised everyone.

عدم قطعیت پیش‌بینی هوا، همه را شگفت‌زده کرد.

she expressed her incertitude regarding the project deadline.

او عدم اطمینان خود را در مورد مهلت پروژه بیان کرد.

his incertitude led to a delay in decision-making.

عدم اطمینان او منجر به تاخیر در تصمیم‌گیری شد.

there is a general incertitude in the market right now.

در حال حاضر یک عدم اطمینان کلی در بازار وجود دارد.

they faced incertitude when planning their travel.

آنها هنگام برنامه ریزی سفر خود با عدم اطمینان روبرو شدند.

the incertitude surrounding the event made it hard to prepare.

عدم قطعیت پیرامون رویداد، آماده‌سازی را دشوار کرد.

incertain outcomes can create feelings of incertitude.

نتایج نامشخص می‌توانند احساسات عدم اطمینان ایجاد کنند.

her incertitude about the relationship caused tension.

عدم اطمینان او در مورد رابطه باعث ایجاد تنش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید