incests

[ایالات متحده]/ˈɪn.sɛsts/
[بریتانیا]/ˈɪn.sɛsts/

ترجمه

n. روابط جنسی بین خویشاوندان نزدیک

عبارات و ترکیب‌ها

incests occur

وقوع زناشویی با خویشاوندان

incests are illegal

زناشویی با خویشاوندان غیرقانونی است

incests in families

زناشویی با خویشاوندان در خانواده‌ها

incests and abuse

زناشویی با خویشاوندان و سوء استفاده

incests should stop

باید زناشویی با خویشاوندان متوقف شود

incests are taboo

زناشویی با خویشاوندان ممنوع است

incests can harm

زناشویی با خویشاوندان می‌تواند آسیب برساند

incests are damaging

زناشویی با خویشاوندان مخرب است

incests affect children

زناشویی با خویشاوندان بر کودکان تأثیر می‌گذارد

جملات نمونه

incests are often considered taboo in many cultures.

بدی‌کاری‌ها اغلب در بسیاری از فرهنگ‌ها به عنوان تابو در نظر گرفته می‌شوند.

understanding the psychological effects of incests is important.

درک اثرات روانشناختی بدی‌کاری‌ها مهم است.

incests can lead to severe emotional trauma.

بدی‌کاری‌ها می‌توانند منجر به آسیب عاطفی شدید شوند.

many laws are in place to prevent incests.

قوانین زیادی برای جلوگیری از بدی‌کاری‌ها وجود دارد.

incests can have serious legal consequences.

بدی‌کاری‌ها می‌توانند عواقب قانونی جدی داشته باشند.

education about the risks of incests is crucial.

آموزش در مورد خطرات بدی‌کاری‌ها بسیار مهم است.

incests are often a subject of controversy in society.

بدی‌کاری‌ها اغلب موضوعی بحث‌برانگیز در جامعه هستند.

many survivors of incests need professional help.

بسیاری از بازماندگان بدی‌کاری‌ها به کمک حرفه‌ای نیاز دارند.

incests can disrupt family dynamics significantly.

بدی‌کاری‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی پویایی خانواده را مختل کنند.

research on incests reveals complex family issues.

تحقیقات در مورد بدی‌کاری‌ها مشکلات پیچیده خانواده را نشان می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید