inclinable surface
سطح شیبدار
inclinable angle
زاویه شیبدار
inclinable plane
صفحه شیبدار
inclinable device
دستگاه شیبدار
inclinable axis
محور شیبدار
inclinable chair
صندلی شیبدار
inclinable roof
سقف شیبدار
inclinable platform
پلتفرم شیبدار
inclinable table
میز شیبدار
inclinable wall
دیوار شیبدار
his opinions are often inclinable to popular trends.
دیدگاههای او اغلب به سمت روندهای محبوب گرایش دارند.
the design of the chair is inclinable for better comfort.
طراحی صندلی به گونهای است که برای راحتی بیشتر، قابل تنظیم است.
she is inclinable to take risks in her career.
او تمایل دارد در حرفه خود ریسک کند.
his thoughts are inclinable toward innovative solutions.
افکار او به سمت راه حل های نوآورانه گرایش دارند.
the inclinable nature of the roof allows for better rain drainage.
ماهیت قابل تنظیم سقف به زهکشی بهتر آب باران اجازه میدهد.
she has an inclinable attitude towards learning new languages.
او نگرشی قابل تنظیم نسبت به یادگیری زبان های جدید دارد.
the inclinable feature of the bed makes it adjustable for reading.
ویژگی قابل تنظیم تخت آن را برای مطالعه قابل تنظیم میکند.
his decisions are often inclinable based on peer pressure.
تصمیمات او اغلب بر اساس فشار همسالان قابل تنظیم هستند.
the inclinable screen provides a better viewing angle.
صفحه قابل تنظیم زاویه دید بهتری را فراهم میکند.
she is inclinable to agree with the majority opinion.
او تمایل دارد با نظر اکثریت موافقت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید