inclinable

[ایالات متحده]/ɪnˈklaɪnəbl/
[بریتانیا]/ɪnˈklaɪnəbl/

ترجمه

adj. تمایل به کج شدن یا خم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

inclinable surface

سطح شیب‌دار

inclinable angle

زاویه شیب‌دار

inclinable plane

صفحه شیب‌دار

inclinable device

دستگاه شیب‌دار

inclinable axis

محور شیب‌دار

inclinable chair

صندلی شیب‌دار

inclinable roof

سقف شیب‌دار

inclinable platform

پلتفرم شیب‌دار

inclinable table

میز شیب‌دار

inclinable wall

دیوار شیب‌دار

جملات نمونه

his opinions are often inclinable to popular trends.

دیدگاه‌های او اغلب به سمت روندهای محبوب گرایش دارند.

the design of the chair is inclinable for better comfort.

طراحی صندلی به گونه‌ای است که برای راحتی بیشتر، قابل تنظیم است.

she is inclinable to take risks in her career.

او تمایل دارد در حرفه خود ریسک کند.

his thoughts are inclinable toward innovative solutions.

افکار او به سمت راه حل های نوآورانه گرایش دارند.

the inclinable nature of the roof allows for better rain drainage.

ماهیت قابل تنظیم سقف به زهکشی بهتر آب باران اجازه می‌دهد.

she has an inclinable attitude towards learning new languages.

او نگرشی قابل تنظیم نسبت به یادگیری زبان های جدید دارد.

the inclinable feature of the bed makes it adjustable for reading.

ویژگی قابل تنظیم تخت آن را برای مطالعه قابل تنظیم می‌کند.

his decisions are often inclinable based on peer pressure.

تصمیمات او اغلب بر اساس فشار همسالان قابل تنظیم هستند.

the inclinable screen provides a better viewing angle.

صفحه قابل تنظیم زاویه دید بهتری را فراهم می‌کند.

she is inclinable to agree with the majority opinion.

او تمایل دارد با نظر اکثریت موافقت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید