inclosures

[ایالات متحده]/ɪnˈkləʊʒə/
[بریتانیا]/ɪnˈkloʊʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فضایی که محصور یا حصارکشی شده است؛ یک پیوست یا سند تکمیلی

عبارات و ترکیب‌ها

inclosure map

نقشه پیوست

inclosure notice

اطلاع‌رسانی پیوست

inclosure details

جزئیات پیوست

inclosure form

فرم پیوست

inclosure letter

نامه پیوست

inclosure agreement

توافقنامه پیوست

inclosure clause

ماده پیوست

inclosure section

بخش پیوست

inclosure request

درخواست پیوست

inclosure policy

سیاست پیوست

جملات نمونه

the inclosure was beautifully landscaped with flowers.

فضای داخلی به زیبایی با گل‌ها طراحی شده بود.

please find the inclosure with the details of the project.

لطفاً فضای داخلی را با جزئیات پروژه پیدا کنید.

the inclosure provides a safe space for the animals.

فضای داخلی یک فضای امن برای حیوانات فراهم می‌کند.

we walked around the inclosure to enjoy the scenery.

ما برای لذت بردن از مناظر در اطراف فضای داخلی قدم زدیم.

the inclosure was designed for privacy and security.

فضای داخلی برای حفظ حریم خصوصی و امنیت طراحی شده بود.

in the inclosure, we found several rare species of plants.

در فضای داخلی، چندین گونه نادر گیاهان را پیدا کردیم.

the inclosure was marked with a clear boundary.

فضای داخلی با یک محدوده مشخص علامت گذاری شده بود.

they installed a fence around the inclosure for protection.

آنها برای محافظت، یک حصار در اطراف فضای داخلی نصب کردند.

the inclosure is open to visitors during the weekends.

فضای داخلی در آخر هفته‌ها برای بازدیدکنندگان باز است.

we need to maintain the inclosure to keep it safe.

ما باید فضای داخلی را حفظ کنیم تا آن را ایمن نگه داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید