living incognitos
زندگی کردن به صورت ناشناس
traveling incognitos
سفر کردن به صورت ناشناس
operating incognitos
عمل کردن به صورت ناشناس
going incognitos
رفتن به صورت ناشناس
acting incognitos
بازی کردن به صورت ناشناس
staying incognitos
ماندن به صورت ناشناس
working incognitos
کار کردن به صورت ناشناس
hiding incognitos
پنهان کردن به صورت ناشناس
exploring incognitos
کاوش کردن به صورت ناشناس
observing incognitos
مشاهده کردن به صورت ناشناس
he traveled incognitos to avoid being recognized.
او برای جلوگیری از شناسایی به صورت ناشناس سفر کرد.
the celebrity often goes incognitos to enjoy a normal life.
س Celebrit آن ها اغلب به صورت ناشناس به زندگی عادی می پردازند.
she prefers to dine incognitos at local restaurants.
او ترجیح می دهد به صورت ناشناس در رستوران های محلی غذا بخورد.
incognitos are common among high-profile individuals.
نا شناس بودن در بین افراد برجسته رایج است.
the detective worked incognitos to gather information.
مامور پلیس برای جمع آوری اطلاعات به صورت ناشناس کار می کرد.
going incognitos allows him to explore freely.
رفتن به صورت ناشناس به او اجازه می دهد آزادانه کاوش کند.
they attended the event incognitos to avoid the press.
آنها برای جلوگیری از رسانه ها به صورت ناشناس در رویداد شرکت کردند.
she often visits art galleries incognitos to appreciate the work.
او اغلب به صورت ناشناس از گالری های هنری بازدید می کند تا از آثار لذت ببرد.
he enjoys shopping incognitos to avoid the crowds.
او از خرید به صورت ناشناس برای جلوگیری از جمعیت لذت می برد.
traveling incognitos can be a thrilling experience.
سفر به صورت ناشناس می تواند یک تجربه هیجان انگیز باشد.
living incognitos
زندگی کردن به صورت ناشناس
traveling incognitos
سفر کردن به صورت ناشناس
operating incognitos
عمل کردن به صورت ناشناس
going incognitos
رفتن به صورت ناشناس
acting incognitos
بازی کردن به صورت ناشناس
staying incognitos
ماندن به صورت ناشناس
working incognitos
کار کردن به صورت ناشناس
hiding incognitos
پنهان کردن به صورت ناشناس
exploring incognitos
کاوش کردن به صورت ناشناس
observing incognitos
مشاهده کردن به صورت ناشناس
he traveled incognitos to avoid being recognized.
او برای جلوگیری از شناسایی به صورت ناشناس سفر کرد.
the celebrity often goes incognitos to enjoy a normal life.
س Celebrit آن ها اغلب به صورت ناشناس به زندگی عادی می پردازند.
she prefers to dine incognitos at local restaurants.
او ترجیح می دهد به صورت ناشناس در رستوران های محلی غذا بخورد.
incognitos are common among high-profile individuals.
نا شناس بودن در بین افراد برجسته رایج است.
the detective worked incognitos to gather information.
مامور پلیس برای جمع آوری اطلاعات به صورت ناشناس کار می کرد.
going incognitos allows him to explore freely.
رفتن به صورت ناشناس به او اجازه می دهد آزادانه کاوش کند.
they attended the event incognitos to avoid the press.
آنها برای جلوگیری از رسانه ها به صورت ناشناس در رویداد شرکت کردند.
she often visits art galleries incognitos to appreciate the work.
او اغلب به صورت ناشناس از گالری های هنری بازدید می کند تا از آثار لذت ببرد.
he enjoys shopping incognitos to avoid the crowds.
او از خرید به صورت ناشناس برای جلوگیری از جمعیت لذت می برد.
traveling incognitos can be a thrilling experience.
سفر به صورت ناشناس می تواند یک تجربه هیجان انگیز باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید