incomparable

[ایالات متحده]/ɪn'kɒmp(ə)rəb(ə)l/
[بریتانیا]/ɪn'kɑmprəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌نظیر، شکست‌ناپذیر، بی‌نظیر

جملات نمونه

the incomparable beauty of Venice.

زیبایی بی‌همتای ونیز

From the work sprang a friendship perhaps incomparable in intimacy and the trustfulness of collaboration and induration.

از این اثر دوستی سرچشمه گرفت که شاید در صمیمیت و اعتماد در همکاری و سخت‌گیری بی‌نظیر بود.

From the back looked just like is a camelback, this gigantic incomparable camel, is remembers specially for the eminent monk ultra transports by pack animal the Confucian classics.

از پشت شبيه شتر پشته بود اين شتر غول آساي غيرقابل مقايسه به خاطر راهب برجسته اي که با حيواني که حيواني عظيم بود کتاب هاي کلاسیک کنفوسيوسي را حمل مي کرد به ياد مي آيد

Her beauty is incomparable.

زیبایی او بی‌نظیر است.

The view from the mountaintop is incomparable.

منظره از بالای کوه بی‌نظیر است.

His talent is incomparable in this field.

مهارت او در این زمینه بی‌نظیر است.

The quality of this product is incomparable to others.

کیفیت این محصول در مقایسه با سایر محصولات بی‌نظیر است.

Their love for each other is incomparable.

عشق آنها به یکدیگر بی‌نظیر است.

The speed of this car is incomparable.

سرعت این ماشین بی‌نظیر است.

Her dedication to her work is incomparable.

تعهد او به کارش بی‌نظیر است.

The taste of this dish is incomparable.

طعم این غذا بی‌نظیر است.

His determination to succeed is incomparable.

عزم او برای موفقیت بی‌نظیر است.

The bond between them is incomparable.

پیوند بین آنها بی‌نظیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید