indefeatable

[ایالات متحده]/ˌɪndɪˈfiːtəbl/
[بریتانیا]/ˌɪndɪˈfiːtəbl/

ترجمه

adj. نتوان نشدن شکست یا غلبه داد؛ непобедимый

عبارات و ترکیب‌ها

indefeatable spirit

روح شکست‌ناپذیر

indefeatable will

اراده‌ی شکست‌ناپذیر

indefeatable champion

قهرمان شکست‌ناپذیر

indefeatable army

ارتش شکست‌ناپذیر

indefeatable force

نیروی شکست‌ناپذیر

seemingly indefeatable

به ظاهر شکست‌ناپذیر

proven indefeatable

اثبات شده‌ی شکست‌ناپذیر

remain indefeatable

شکست‌ناپذیر بماند

truly indefeatable

واقعاً شکست‌ناپذیر

almost indefeatable

تقریباً شکست‌ناپذیر

جملات نمونه

the team possessed an inde-featable spirit that carried them through every challenge.

تیم دارای روحیه‌ی تسلیم‌ناپذیر بود که آن‌ها را از پس هر چالشی عبور می‌داد.

she displayed an inde-featable determination to succeed despite numerous obstacles.

او با وجود موانع متعدد، عزم راسخ و تسلیم‌ناپذیری برای رسیدن به موفقیت از خود نشان داد.

the champion's inde-featable record remained unbroken after twenty years.

رکورد بی‌شکست قهرمان پس از بیست سال دست‌نخورده باقی ماند.

their inde-featable army seemed invincible on the battlefield.

ارتش تسلیم‌ناپذیر آن‌ها در میدان جنگ شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسید.

he approached every challenge with an inde-featable confidence that inspired his teammates.

او با اعتماد به نفس تسلیم‌ناپذیری به هر چالشی نزدیک می‌شد که الهام‌بخش هم‌تیمی‌هایش بود.

the small nation maintained an inde-featable resolve in the face of occupation.

کشور کوچک در برابر اشغال، مصمم و تسلیم‌ناپذیر باقی ماند.

her inde-featable will allowed her to overcome the most devastating circumstances.

اراده‌ی تسلیم‌ناپذیر او به او اجازه داد تا از وخیم‌ترین شرایط عبور کند.

the warrior's inde-featable courage made him a legend among his people.

شجاعت تسلیم‌ناپذیر جنگجو او را به یک افسانه در میان مردمش تبدیل کرد.

they possessed an inde-featable power that could not be diminished by their enemies.

آن‌ها دارای قدرتی تسلیم‌ناپذیر بودند که نمی‌توانست توسط دشمنانشان کاهش یابد.

the team's inde-featable unity made them nearly impossible to defeat.

وحدت تسلیم‌ناپذیر تیم، آن‌ها را تقریباً غیرقابل شکست می‌کرد.

his inde-featable spirit continued to inspire generations long after his death.

روحیه تسلیم‌ناپذیر او سال‌ها پس از مرگش نیز به نسل‌ها الهام بخشید.

the resistance movement's inde-featable force eventually liberated their homeland.

نیروی تسلیم‌ناپذیر جنبش مقاومت در نهایت سرزمین مادری آن‌ها را آزاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید