indemnification

[ایالات متحده]/ɪnˌdɛm.nɪ.fɪˈkeɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ɪnˌdɛm.nɪ.fɪˈkeɪ.ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جبران خسارت یا زیان؛ عمل جبران کردن

عبارات و ترکیب‌ها

indemnification clause

بند جبران خسارت

indemnification agreement

توافقنامه جبران خسارت

indemnification provision

ماده جبران خسارت

indemnification rights

حقوق جبران خسارت

indemnification obligations

الزامات جبران خسارت

indemnification demand

درخواست جبران خسارت

indemnification limit

سقف جبران خسارت

indemnification request

درخواست جبران خسارت

indemnification process

فرآیند جبران خسارت

indemnification terms

شرایط جبران خسارت

جملات نمونه

indemnification clauses are common in contracts.

بخش‌های جبران خسارت در قراردادها رایج هستند.

the company offered indemnification for any damages incurred.

شرکت برای هرگونه خسارت متحمل شده، جبران خسارت ارائه کرد.

he signed an indemnification agreement before starting the project.

او قبل از شروع پروژه، توافقنامه جبران خسارت امضا کرد.

indemnification can protect you from financial loss.

جبران خسارت می‌تواند شما را از ضرر مالی محافظت کند.

they discussed the terms of indemnification during the meeting.

آنها شرایط جبران خسارت را در طول جلسه مورد بحث قرار دادند.

indemnification is essential in liability insurance policies.

جبران خسارت در قراردادهای بیمه مسئولیت، ضروری است.

she requested indemnification for legal fees.

او برای هزینه های قانونی درخواست جبران خسارت کرد.

understanding indemnification is crucial for business owners.

درک جبران خسارت برای صاحبان مشاغل بسیار مهم است.

the indemnification process can be complex.

فرآیند جبران خسارت می تواند پیچیده باشد.

he was grateful for the indemnification provided by his employer.

او از جبران خسارتی که توسط کارفرمای او ارائه شده بود سپاسگزار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید