indenter

[ایالات متحده]/ɪnˈdɛntə/
[بریتانیا]/ɪnˈdɛntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نماینده یا نماینده‌ای که مجاز به خرید کالا به نمایندگی از دیگری است؛ یک سرسختی که در ماشین‌های تست سختی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعindenters

عبارات و ترکیب‌ها

hardness indenter

سخت‌سنج

indentation indenter

سنجش فرورفتگی

micro indenter

سخت‌سنج میکروسکوپی

diamond indenter

سخت‌سنج الماس

indenter depth

عمق سخت‌سنج

indenter force

نیروی سخت‌سنج

indenter shape

شکل سخت‌سنج

indenter tip

سر سخت‌سنج

indenter size

اندازه سخت‌سنج

indenter test

آزمون سخت‌سنج

جملات نمونه

the indenter leaves a mark on the material.

ورودی اثراتی روی مواد باقی می‌گذارد.

we need to calibrate the indenter for accurate measurements.

ما نیاز به کالیبره کردن ورودی برای اندازه‌گیری دقیق داریم.

the hardness test was performed using a diamond indenter.

آزمایش سختی با استفاده از ورودی الماس انجام شد.

adjust the pressure of the indenter for better results.

برای نتایج بهتر، فشار ورودی را تنظیم کنید.

the indenter's shape affects the test outcome.

شکل ورودی بر نتیجه آزمایش تأثیر می‌گذارد.

after testing, the indenter showed signs of wear.

پس از آزمایش، ورودی علائمی از سایش نشان داد.

using a spherical indenter can reduce stress concentration.

استفاده از ورودی کروی می‌تواند تجمع تنش را کاهش دهد.

the indenter must be cleaned before each use.

ورودی باید قبل از هر بار استفاده تمیز شود.

different materials require different types of indenters.

مواد مختلف به انواع مختلف ورودی نیاز دارند.

the indenter's depth can indicate material properties.

عمق ورودی می‌تواند نشان‌دهنده خواص مواد باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید