indicts the accused
متهم را به اتهام مجرمانه مورد پیگرد قرار میدهد
indicts public officials
مقامات دولتی را به اتهام مجرمانه مورد پیگرد قرار میدهد
indicts the actions
اقدامات را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts the defendant
خوانده را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts corrupt practices
فساد را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts illegal activities
فعالیتهای غیرقانونی را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts criminal behavior
رفتار مجرمانه را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts the system
سیستم را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts government officials
مقامات دولتی را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts corporate fraud
تقلب شرکتی را مورد پیگرد قرار میدهد
the grand jury indicts the suspect on multiple charges.
هیئت منصفه بزرگ متهم را به اتهام چندین مورد استیضا میکند.
the evidence clearly indicts him in the crime.
شواهد به وضوح او را در این جرم استیضا میکند.
the report indicts the company for environmental violations.
گزارش شرکت را به دلیل تخلفات زیست محیطی استیضا میکند.
prosecutors indict several individuals involved in the scandal.
دادستانها چندین فرد درگیر در رسوایی را استیضا میکنند.
the investigation indicts a pattern of corruption within the agency.
تحقیقات نشان میدهد که فساد در سازمان وجود دارد.
the findings of the inquiry indict the previous administration's policies.
یافتههای تحقیق، سیاستهای دولت قبلی را استیضا میکند.
he was indicted for fraud after the audit.
پس از حسابرسی به اتهام کلاهبرداری استیضا شد.
the jury indicts the defendant after deliberation.
هیئت منصفه متهم را پس از مشورت استیضا میکند.
the documentary indicts the treatment of prisoners in the facility.
مستند نحوه رفتار با زندانیان در این مرکز را نشان میدهد.
the court indicts the organization for its role in the crime.
دادگاه سازمان را به دلیل نقش آن در این جرم استیضا میکند.
indicts the accused
متهم را به اتهام مجرمانه مورد پیگرد قرار میدهد
indicts public officials
مقامات دولتی را به اتهام مجرمانه مورد پیگرد قرار میدهد
indicts the actions
اقدامات را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts the defendant
خوانده را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts corrupt practices
فساد را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts illegal activities
فعالیتهای غیرقانونی را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts criminal behavior
رفتار مجرمانه را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts the system
سیستم را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts government officials
مقامات دولتی را مورد پیگرد قرار میدهد
indicts corporate fraud
تقلب شرکتی را مورد پیگرد قرار میدهد
the grand jury indicts the suspect on multiple charges.
هیئت منصفه بزرگ متهم را به اتهام چندین مورد استیضا میکند.
the evidence clearly indicts him in the crime.
شواهد به وضوح او را در این جرم استیضا میکند.
the report indicts the company for environmental violations.
گزارش شرکت را به دلیل تخلفات زیست محیطی استیضا میکند.
prosecutors indict several individuals involved in the scandal.
دادستانها چندین فرد درگیر در رسوایی را استیضا میکنند.
the investigation indicts a pattern of corruption within the agency.
تحقیقات نشان میدهد که فساد در سازمان وجود دارد.
the findings of the inquiry indict the previous administration's policies.
یافتههای تحقیق، سیاستهای دولت قبلی را استیضا میکند.
he was indicted for fraud after the audit.
پس از حسابرسی به اتهام کلاهبرداری استیضا شد.
the jury indicts the defendant after deliberation.
هیئت منصفه متهم را پس از مشورت استیضا میکند.
the documentary indicts the treatment of prisoners in the facility.
مستند نحوه رفتار با زندانیان در این مرکز را نشان میدهد.
the court indicts the organization for its role in the crime.
دادگاه سازمان را به دلیل نقش آن در این جرم استیضا میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید