indigent

[ایالات متحده]/ˈɪndɪdʒənt/
[بریتانیا]/ˈɪndɪdʒənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فقیر; نیازمند

عبارات و ترکیب‌ها

indigent person

فرد نیازمند

indigent family

خانواده‌ی نیازمند

indigent services

خدمات برای افراد نیازمند

indigent care

مراقبت از افراد نیازمند

indigent support

حمایت از افراد نیازمند

indigent aid

کمک به افراد نیازمند

indigent rights

حقوق افراد نیازمند

indigent population

جمعیت نیازمند

indigent housing

مسکن برای افراد نیازمند

indigent assistance

کمک به افراد نیازمند

جملات نمونه

the indigent population in the city needs more support.

جمعیت نیازمند در شهر به حمایت بیشتری نیاز دارد.

many organizations provide assistance to the indigent.

سازمان‌های زیادی به افراد نیازمند کمک می‌کنند.

indigent families often struggle to meet basic needs.

خانواده‌های نیازمند اغلب برای تامین نیازهای اساسی خود تلاش می‌کنند.

the government has programs aimed at helping the indigent.

دولت برنامه‌هایی برای کمک به افراد نیازمند دارد.

indigent individuals face numerous challenges in society.

افراد نیازمند با چالش‌های متعددی در جامعه روبرو هستند.

volunteers often assist indigent children with education.

داوطلبان اغلب به کودکان نیازمند در زمینه تحصیل کمک می‌کنند.

healthcare services are crucial for the indigent population.

خدمات بهداشتی برای جمعیت نیازمند بسیار مهم هستند.

indigent persons may qualify for government aid programs.

افراد نیازمند ممکن است واجد شرایط دریافت برنامه‌های کمک دولتی باشند.

many cities have shelters for the indigent during winter.

شهر‌های زیادی در طول زمستان سرپناهی برای افراد نیازمند دارند.

indigent people often rely on food banks for assistance.

افراد نیازمند اغلب برای دریافت کمک به بانک‌های غذا متکی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید