indiscreetly shared
به طور غیرمحترمانه به اشتراک گذاشته شد
indiscreetly revealed
به طور غیرمحترمانه آشکار شد
indiscreetly discussed
به طور غیرمحترمانه مورد بحث قرار گرفت
indiscreetly mentioned
به طور غیرمحترمانه اشاره شد
indiscreetly exposed
به طور غیرمحترمانه افشا شد
indiscreetly commented
به طور غیرمحترمانه نظر داد
indiscreetly asked
به طور غیرمحترمانه پرسیده شد
indiscreetly leaked
به طور غیرمحترمانه نشت کرد
indiscreetly posted
به طور غیرمحترمانه منتشر کرد
indiscreetly disclosed
به طور غیرمحترمانه فاش کرد
he indiscreetly shared her secrets with everyone.
او به طور غیرمحترمانه رازهای او را با همه در میان گذاشت.
indiscreetly asking personal questions can make others uncomfortable.
پرسیدن سوالات شخصی به طور غیرمحترمانه می تواند باعث ناراحتی دیگران شود.
she indiscreetly revealed the surprise party plans.
او به طور غیرمحترمانه برنامه های مهمانی غافلگیری را فاش کرد.
indiscreetly commenting on someone's appearance is rude.
اظهار نظر غیرمحترمانه در مورد ظاهر کسی بی ادبانه است.
he indiscreetly posted about his promotion online.
او به طور غیرمحترمانه در مورد ارتقای خود به صورت آنلاین پست کرد.
indiscreetly discussing business matters in public can be risky.
بحث در مورد مسائل تجاری به طور غیرمحترمانه در حضور عموم می تواند خطرناک باشد.
she indiscreetly laughed at the wrong moment.
او در زمان نامناسب به طور غیرمحترمانه خندید.
indiscreetly sharing opinions can lead to misunderstandings.
اشتراک گذاری غیرمحترمانه نظرات می تواند منجر به سوء تفاهم شود.
he indiscreetly mentioned her name in the meeting.
او به طور غیرمحترمانه نام او را در جلسه ذکر کرد.
indiscreetly texting during dinner is considered impolite.
ارسال پیامک به طور غیرمحترمانه در هنگام صرف شام بی ادبانه تلقی می شود.
indiscreetly shared
به طور غیرمحترمانه به اشتراک گذاشته شد
indiscreetly revealed
به طور غیرمحترمانه آشکار شد
indiscreetly discussed
به طور غیرمحترمانه مورد بحث قرار گرفت
indiscreetly mentioned
به طور غیرمحترمانه اشاره شد
indiscreetly exposed
به طور غیرمحترمانه افشا شد
indiscreetly commented
به طور غیرمحترمانه نظر داد
indiscreetly asked
به طور غیرمحترمانه پرسیده شد
indiscreetly leaked
به طور غیرمحترمانه نشت کرد
indiscreetly posted
به طور غیرمحترمانه منتشر کرد
indiscreetly disclosed
به طور غیرمحترمانه فاش کرد
he indiscreetly shared her secrets with everyone.
او به طور غیرمحترمانه رازهای او را با همه در میان گذاشت.
indiscreetly asking personal questions can make others uncomfortable.
پرسیدن سوالات شخصی به طور غیرمحترمانه می تواند باعث ناراحتی دیگران شود.
she indiscreetly revealed the surprise party plans.
او به طور غیرمحترمانه برنامه های مهمانی غافلگیری را فاش کرد.
indiscreetly commenting on someone's appearance is rude.
اظهار نظر غیرمحترمانه در مورد ظاهر کسی بی ادبانه است.
he indiscreetly posted about his promotion online.
او به طور غیرمحترمانه در مورد ارتقای خود به صورت آنلاین پست کرد.
indiscreetly discussing business matters in public can be risky.
بحث در مورد مسائل تجاری به طور غیرمحترمانه در حضور عموم می تواند خطرناک باشد.
she indiscreetly laughed at the wrong moment.
او در زمان نامناسب به طور غیرمحترمانه خندید.
indiscreetly sharing opinions can lead to misunderstandings.
اشتراک گذاری غیرمحترمانه نظرات می تواند منجر به سوء تفاهم شود.
he indiscreetly mentioned her name in the meeting.
او به طور غیرمحترمانه نام او را در جلسه ذکر کرد.
indiscreetly texting during dinner is considered impolite.
ارسال پیامک به طور غیرمحترمانه در هنگام صرف شام بی ادبانه تلقی می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید