indiscreetness

[ایالات متحده]/[ˌɪndɪˈskrɪːtnəs]/
[بریتانیا]/[ˌɪndɪˈskrɪːtnəs]/

ترجمه

n. ویژگی یا حالت بی‌ملاحظگی؛ فقدان احتیاط؛ عملی یاremarks ای که بدون احتیاط انجام شده است.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

avoided indiscreetness

اجتناب از بی‌مبالغه‌گویی

showing indiscreetness

نشان دادن بی‌مبالغه‌گویی

with indiscreetness

با بی‌مبالغه‌گویی

full of indiscreetness

پر از بی‌مبالغه‌گویی

despite indiscreetness

با وجود بی‌مبالغه‌گویی

indiscreetness prevailed

بی‌مبالغه‌گویی غالب شد

displaying indiscreetness

به نمایش گذاشتن بی‌مبالغه‌گویی

excuse for indiscreetness

بهانه‌ای برای بی‌مبالغه‌گویی

level of indiscreetness

سطح بی‌مبالغه‌گویی

degree of indiscreetness

درجه بی‌مبالغه‌گویی

جملات نمونه

her indiscreetness in revealing the surprise party was deeply regrettable.

افشای غیرمحترمانه مهمانی غافلگیری توسط او بسیار ناامیدکننده بود.

the politician's indiscreetness regarding the leaked documents caused a scandal.

افشای غیرمحترمانه سیاستمدار در مورد اسناد فاش شده باعث ایجاد رسوایی شد.

he warned her about the dangers of indiscreetness in public forums.

او به او در مورد خطرات بی‌محابا بودن در مجامع عمومی هشدار داد.

the company reprimanded the employee for their indiscreetness on social media.

شرکت با کارمند به دلیل بی‌محابا بودن او در رسانه‌های اجتماعی تذکر داد.

despite his experience, his indiscreetness often landed him in trouble.

با وجود تجربه او، بی‌محابا بودن او اغلب او را در دردسر می‌انداخت.

she regretted her indiscreetness and apologized for the careless remarks.

او از بی‌محابا بودن خود پشیمان بود و برای اظهارات بی‌احتیاط عذرخواهی کرد.

maintaining discretion is crucial; avoid any appearance of indiscreetness.

حفظ احتیاط بسیار مهم است؛ از هرگونه ظاهر بی‌محابا بودن خودداری کنید.

the journalist's indiscreetness compromised the integrity of the investigation.

بی‌محابا بودن روزنامه‌نگار باعث به خطر افتادن اعتبار تحقیقات شد.

he cautioned against the potential consequences of such indiscreetness.

او در مورد پیامدهای احتمالی چنین بی‌محابا بودنی هشدار داد.

the situation demanded discretion; indiscreetness would only worsen things.

وضعیت نیازمند احتیاط بود؛ بی‌محابا بودن فقط اوضاع را بدتر می‌کرد.

her indiscreetness in sharing personal details proved to be a mistake.

بی‌محابا بودن او در به اشتراک گذاشتن جزئیات شخصی به اشتباه تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید