indivertible

[ایالات متحده]/ˌɪndɪˈvɜːtɪbəl/
[بریتانیا]/ˌɪndɪˈvɜrtəbl/

ترجمه

adj. نمی‌تواند منحرف شود؛ دشوار برای حواس‌پرت کردن؛ دشوار برای منحرف کردن

عبارات و ترکیب‌ها

indivertible truth

حقیقت غیرقابل تغییر

indivertible path

مسیر غیرقابل تغییر

indivertible fate

سرنوشت غیرقابل تغییر

indivertible evidence

اثبات غیرقابل تغییر

indivertible choice

انتخاب غیرقابل تغییر

indivertible fact

واقعیت غیرقابل تغییر

indivertible decision

تصمیم غیرقابل تغییر

indivertible principle

اصل غیرقابل تغییر

indivertible consequence

عواقب غیرقابل تغییر

indivertible commitment

تعهد غیرقابل تغییر

جملات نمونه

her talent for music is indivertible.

استعداد او در موسیقی غیرقابل انکار است.

the evidence presented was indivertible in court.

شواهدی که ارائه شد در دادگاه غیرقابل انکار بود.

his commitment to the project is indivertible.

تعهد او به پروژه غیرقابل انکار است.

there is an indivertible link between health and diet.

یک ارتباط غیرقابل انکار بین سلامتی و رژیم غذایی وجود دارد.

the truth of her statement is indivertible.

حقیقت گفته او غیرقابل انکار است.

indivertible facts support his argument.

حقایق غیرقابل انکار از استدلال او پشتیبانی می کنند.

her dedication to her work is indivertible.

تعهد او به کارش غیرقابل انکار است.

there is an indivertible connection between the two events.

یک ارتباط غیرقابل انکار بین دو رویداد وجود دارد.

the results of the experiment were indivertible.

نتایج آزمایش غیرقابل انکار بودند.

his influence on the team is indivertible.

تاثیر او بر گروه غیرقابل انکار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید