industrialised

[ایالات متحده]/ɪnˈdʌstrɪəlaɪzd/
[بریتانیا]/ɪnˈdʌstrɪəˌlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. صنعتی کردن از نظر ویژگی یا روش

عبارات و ترکیب‌ها

industrialised country

کشور صنعتی‌شده

industrialised economy

اقتصاد صنعتی‌شده

industrialised society

جامعه صنعتی‌شده

industrialised nation

کشور صنعتی

industrialised region

منطقه صنعتی‌شده

industrialised process

فرآیند صنعتی‌شده

industrialised sector

بخش صنعتی‌شده

industrialised world

جهان صنعتی‌شده

industrialised technology

فناوری صنعتی‌شده

industrialised workforce

نیروی کار صنعتی‌شده

جملات نمونه

the country has become highly industrialised over the past few decades.

کشور در دهه‌های گذشته به شدت صنعتی شده است.

industrialised nations often have higher pollution levels.

کشورهای صنعتی‌شده اغلب سطح آلودگی بالاتری دارند.

many industrialised regions face challenges related to urbanization.

مناطق صنعتی بسیاری با چالش‌های مربوط به شهرنشینی روبرو هستند.

industrialised agriculture has transformed food production.

کشاورزی صنعتی تولید مواد غذایی را متحول کرده است.

the industrialised world is adapting to climate change.

جهان صنعتی در حال انطباق با تغییرات آب و هوایی است.

in an industrialised economy, manufacturing plays a key role.

در یک اقتصاد صنعتی، تولید نقش کلیدی ایفا می‌کند.

industrialised countries invest heavily in technology.

کشورهای صنعتی به شدت در فناوری سرمایه‌گذاری می‌کنند.

education systems in industrialised nations are often well-developed.

سیستم‌های آموزشی در کشورهای صنعتی اغلب به خوبی توسعه یافته‌اند.

industrialised societies tend to have a higher standard of living.

جامعه‌های صنعتی‌شده معمولاً سطح زندگی بالاتری دارند.

there is a growing disparity between industrialised and developing countries.

شکاف رو به رشدی بین کشورهای صنعتی و در حال توسعه وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید