inebriating

[ایالات متحده]/ɪˈniːbrieɪt/
[بریتانیا]/ɪˈniːbriˌeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مست
n. مستی; الکلی
v. مست کردن; مست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

inebriate state

حالت مستی

inebriate behavior

رفتار مستانه

inebriate effects

اثرات مستی

inebriate drink

نوشیدنی مست کننده

inebriate society

جامعه مستی

inebriate culture

فرهنگ مستی

inebriate tendencies

گرایشات مستی

inebriate incidents

حوادث مستی

inebriate condition

شرایط مستی

inebriate friends

دوستان مست

جملات نمونه

he tends to inebriate himself at parties.

او معمولاً در مهمانی‌ها خود را مست می‌کند.

it's easy to inebriate when surrounded by friends.

وقتی در میان دوستان هستید، مست شدن آسان است.

they inebriate their minds with too much alcohol.

آنها ذهن خود را با مقدار زیادی الکل مست می‌کنند.

she doesn't want to inebriate herself before the big meeting.

او نمی‌خواهد قبل از جلسه مهم خود را مست کند.

we should avoid inebriating ourselves during the trip.

ما باید از مست کردن خود در طول سفر خودداری کنیم.

he often inebriates himself to escape reality.

او اغلب برای فرار از واقعیت خود را مست می‌کند.

they inebriate at the bar every weekend.

آنها هر آخر هفته در بار مست می‌شوند.

to inebriate is to lose control of oneself.

مست شدن به معنای از دست دادن کنترل بر خود است.

she warned him not to inebriate too much.

او به او هشدار داد که زیاد مست نکند.

he prefers to inebriate with wine rather than beer.

او ترجیح می‌دهد با شراب مست شود تا با آبجو.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید