ineffaceable

[ایالات متحده]/ɪnˈɛfeɪsəbl/
[بریتانیا]/ɪnˈɛfeɪsəbl/

ترجمه

adj. پاک نشدنی یا حذف نشدنی

عبارات و ترکیب‌ها

ineffaceable mark

نشانه غیرقابل محو

ineffaceable memory

حافظه غیرقابل محو

ineffaceable truth

حقیقت غیرقابل محو

ineffaceable impact

تاثیر غیرقابل محو

ineffaceable stain

لک غیرقابل محو

ineffaceable bond

پیوند غیرقابل محو

ineffaceable legacy

میراث غیرقابل محو

ineffaceable pain

درد غیرقابل محو

ineffaceable love

عشق غیرقابل محو

ineffaceable presence

حضور غیرقابل محو

جملات نمونه

her ineffaceable mark on the project was evident.

اثر غیرقابل محو او بر روی پروژه آشکار بود.

the ineffaceable memories of childhood linger in his mind.

خاطرات غیرقابل محو دوران کودکی در ذهن او باقی مانده است.

there is an ineffaceable bond between them.

یک پیوند غیرقابل محو بین آنها وجود دارد.

her ineffaceable smile brightened the room.

لبخند غیرقابل محو او اتاق را روشن کرد.

the artist left an ineffaceable influence on modern art.

هنرمند تأثیر غیرقابل محوئی بر هنر مدرن گذاشت.

his ineffaceable reputation precedes him.

شهرت غیرقابل محو او پیش از او مشهور است.

the ineffaceable scars of war can be seen in the landscape.

اسکار غیرقابل محو جنگ را می توان در مناظر دید.

she made an ineffaceable impact on my life.

او تأثیر غیرقابل محوئی بر زندگی من داشت.

his words left an ineffaceable impression on her heart.

کلمات او تأثیر غیرقابل محوئی بر قلب او گذاشت.

the ineffaceable truth of history must be acknowledged.

حقیقت غیرقابل محو تاریخ باید مورد پذیرش قرار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید