inexactly

[ایالات متحده]/ɪnɪɡˈzæktli/
[بریتانیا]/ɪnɪɡˈzæktli/

ترجمه

adv. نادرست یا دقیق نیست؛ به روشی که دقیق نیست

عبارات و ترکیب‌ها

inexactly defined

به طور نادرست تعریف شده

inexactly stated

به طور نادرست بیان شده

inexactly measured

به طور نادرست اندازه گیری شده

inexactly calculated

به طور نادرست محاسبه شده

inexactly represented

به طور نادرست ارائه شده

inexactly portrayed

به طور نادرست به تصویر کشیده شده

inexactly observed

به طور نادرست مشاهده شده

inexactly interpreted

به طور نادرست تفسیر شده

inexactly recalled

به طور نادرست به یاد آورده شده

inexactly aligned

به طور نادرست تراز شده

جملات نمونه

he inexactly described the situation to his boss.

او به طور نادرست وضعیت را برای رئیس خود توضیح داد.

the map inexactly represents the terrain.

نقشه به طور نادرست زمین را نشان می‌دهد.

she inexactly recalled the details of the event.

او جزئیات رویداد را به طور نادرست به یاد آورد.

the report inexactly stated the budget figures.

گزارش به طور نادرست ارقام بودجه را بیان کرد.

they inexactly measured the dimensions of the room.

آنها ابعاد اتاق را به طور نادرست اندازه‌گیری کردند.

he inexactly quoted the famous author.

او نقل قول معروف نویسنده را به طور نادرست بیان کرد.

the instructions were inexactly written, causing confusion.

دستورالعمل‌ها به طور نادرست نوشته شده بودند و باعث سردرگمی شدند.

she inexactly interpreted his intentions.

او قصد او را به طور نادرست تفسیر کرد.

the scientist inexactly predicted the results of the experiment.

دانشمند نتایج آزمایش را به طور نادرست پیش‌بینی کرد.

the timeline inexactly reflects the historical events.

جدول زمانی به طور نادرست وقایع تاریخی را منعکس می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید