infa

[ایالات متحده]/ˈɪnfə/
[بریتانیا]/ˈɪnfə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. اتحاد خبر و ویژن هندی؛ نهاد سوخت هسته‌ای بین‌المللی.
شکل‌های واژه
جمعinfas

جملات نمونه

i need more infa before making a decision.

قبل از اتخاذ تصمیم نیاز به اطلاعات بیشتری دارم.

can you share that infa with me?

آیا می‌توانید این اطلاعات را با من به اشتراک بگذارید؟

here's the infa you requested.

این اطلاعاتی هست که درخواست دادید.

the infa is outdated and needs updating.

اطلاعات قدیمی هستند و نیاز به به‌روزرسانی دارند.

where did you get that infa?

از کجا این اطلاعات را گرفتید؟

thanks for the infa, it really helped.

ممنون از اطلاعات، واقعا کمک کرد.

this infa is confidential, don't share it.

این اطلاعات محرمانه هستند، آن را به اشتراک نگذارید.

too much infa at once can be overwhelming.

دریافت زیادی از اطلاعات در یک زمان می‌تواند فشار زیادی ایجاد کند.

i'll send you the infa via email.

من اطلاعات را به شما از طریق ایمیل ارسال خواهم کرد.

the infa wasn't accurate, which caused problems.

اطلاعات دقیق نبودند که باعث ایجاد مشکلات شد.

double-check the infa before proceeding.

قبل از ادامه دادن، اطلاعات را دوباره بررسی کنید.

good infa is essential for success.

اطلاعات خوب برای موفقیت ضروری هستند.

the website provides useful infa about local services.

این وب‌سایت اطلاعات مفیدی درباره خدمات محلی ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید