internal infighting
درگیریهای داخلی
political infighting
درگیریهای سیاسی
corporate infighting
درگیریهای شرکتی
team infighting
درگیریهای تیمی
factional infighting
درگیریهای جناحی
party infighting
درگیریهای حزبی
class infighting
درگیریهای طبقاتی
group infighting
درگیریهای گروهی
sectarian infighting
درگیریهای فرقه ای
organizational infighting
درگیریهای سازمانی
the team's infighting has affected their performance.
درگیریهای درون تیمی بر عملکرد آنها تأثیر گذاشته است.
infighting among the leaders can weaken the organization.
درگیری بین رهبران میتواند سازمان را تضعیف کند.
we need to resolve the infighting before moving forward.
ما باید درگیریها را قبل از ادامه دادن حل کنیم.
infighting can lead to a toxic work environment.
درگیری میتواند منجر به یک محیط کار سمی شود.
the infighting within the party has become public knowledge.
درگیریهای درون حزبی به اطلاع عموم رسیده است.
to succeed, we must put an end to the infighting.
برای موفقیت، ما باید به درگیریها پایان دهیم.
infighting over resources can jeopardize our project.
درگیری بر سر منابع میتواند پروژه ما را به خطر اندازد.
they are tired of the constant infighting in the office.
آنها از درگیریهای مداوم در دفتر خسته شدهاند.
infighting among factions can stall progress.
درگیری بین جناحها میتواند پیشرفت را متوقف کند.
the infighting has caused a rift in the community.
درگیریها باعث ایجاد شکافی در جامعه شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید