ingenue

[ایالات متحده]/ˈænʒənuː/
[بریتانیا]/ˈænʒəˌnu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زن جوان ساده‌لوح یا بی‌گناه؛ یک بازیگر که چنین نقشی را بازی می‌کند؛ یک دختر ساده‌لوح یا بی‌گناه
Word Forms
جمعingenues

عبارات و ترکیب‌ها

young ingenue

نوظهور جوان

naive ingenue

ساده‌لوحانه

ingenue role

نقش جوان

ingenue character

شخصیت جوان

classic ingenue

جوان کلاسیک

ingenue performance

اجای جوان

ingenue look

ظاهر جوان

ingenue image

تصویر جوان

ingenue style

سبک جوان

ingenue actress

بازیگر جوان

جملات نمونه

the actress played the role of an ingenue in the romantic film.

بازیگر نقش یک جوان‌نما را در فیلم عاشقانه ایفا کرد.

her performance as an ingenue captivated the audience.

اجای او به عنوان یک جوان‌نما مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the ingenue often represents innocence in literature.

جوان‌نما اغلب نشان‌دهنده معصومیت در ادبیات است.

many young actresses aspire to portray the ingenue in their early careers.

بسیاری از بازیگران زن جوان خواهان ایفای نقش جوان‌نما در اوایل دوران حرفه‌ای خود هستند.

the character's ingenue nature made her vulnerable to deception.

طبیعت جوان‌نما وار شخصیت او را در برابر فریب آسیب‌پذیر می‌کرد.

he wrote a screenplay featuring an ingenue who discovers her strength.

او نمایشنامه‌ای نوشت که در آن یک جوان‌نما قدرتش را کشف می‌کند.

the ingenue's journey is often a theme in classic fairy tales.

سفر جوان‌نما اغلب یک مضمون در داستان‌های کلاسیک افسانه‌ای است.

in the play, the ingenue falls in love with an older man.

در نمایش، جوان‌نما عاشق یک مرد مسن می‌شود.

directors often seek fresh talent to portray the ingenue.

کارگردانان اغلب به دنبال استعدادهای جدید برای ایفای نقش جوان‌نما هستند.

the ingenue's naivety added depth to the story.

سادگی جوان‌نما عمق بیشتری به داستان بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید