ingratiations

[ایالات متحده]/ɪnˌɡreɪ.ʃiˈeɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ɪnˌɡreɪ.ʃiˈeɪ.ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تلاش برای جلب محبت یا تایید

عبارات و ترکیب‌ها

social ingratiation

عمل خودنمایی اجتماعی

ingratiation tactics

تاکتیک های خودنمایی

ingratiation strategies

استراتژی های خودنمایی

ingratiation behavior

رفتار خودنمایی

political ingratiation

خودنمایی سیاسی

ingratiation methods

روش های خودنمایی

ingratiation efforts

تلاش های خودنمایی

ingratiation techniques

تکنیک های خودنمایی

ingratiation practices

روش های خودنمایی

ingratiation approach

رویکرد خودنمایی

جملات نمونه

his ingratiation with the boss paid off in the form of a promotion.

التودد او با رئیس در نهایت به ثمر نشست و به ارتقاء شغلی منجر شد.

she used ingratiation to win over her colleagues.

او از التودد برای جلب نظر همکاران خود استفاده کرد.

ingratiation can sometimes be seen as insincerity.

گاهی اوقات ممکن است التودد به عنوان عدم صداقت تلقی شود.

his constant ingratiation made others uncomfortable.

التودد مداوم او باعث ناراحتی دیگران شد.

ingratiation is often a strategy in competitive environments.

التودد اغلب یک استراتژی در محیط های رقابتی است.

she mastered the art of ingratiation to advance her career.

او هنر التودد را برای پیشرفت در حرفه خود به کمال رساند.

his ingratiation tactics were transparent to everyone.

تاکتیک های التودد او برای همه آشکار بود.

ingratiation can lead to temporary friendships.

التودد می تواند منجر به دوستی های موقت شود.

she found that ingratiation was not effective in the long run.

او متوجه شد که التودد در درازمدت موثر نیست.

his ingratiation with the team helped him fit in quickly.

التودد او با تیم به او کمک کرد تا به سرعت با آنها هماهنگ شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید