social ingratiation
عمل خودنمایی اجتماعی
ingratiation tactics
تاکتیک های خودنمایی
ingratiation strategies
استراتژی های خودنمایی
ingratiation behavior
رفتار خودنمایی
political ingratiation
خودنمایی سیاسی
ingratiation methods
روش های خودنمایی
ingratiation efforts
تلاش های خودنمایی
ingratiation techniques
تکنیک های خودنمایی
ingratiation practices
روش های خودنمایی
ingratiation approach
رویکرد خودنمایی
his ingratiation with the boss paid off in the form of a promotion.
التودد او با رئیس در نهایت به ثمر نشست و به ارتقاء شغلی منجر شد.
she used ingratiation to win over her colleagues.
او از التودد برای جلب نظر همکاران خود استفاده کرد.
ingratiation can sometimes be seen as insincerity.
گاهی اوقات ممکن است التودد به عنوان عدم صداقت تلقی شود.
his constant ingratiation made others uncomfortable.
التودد مداوم او باعث ناراحتی دیگران شد.
ingratiation is often a strategy in competitive environments.
التودد اغلب یک استراتژی در محیط های رقابتی است.
she mastered the art of ingratiation to advance her career.
او هنر التودد را برای پیشرفت در حرفه خود به کمال رساند.
his ingratiation tactics were transparent to everyone.
تاکتیک های التودد او برای همه آشکار بود.
ingratiation can lead to temporary friendships.
التودد می تواند منجر به دوستی های موقت شود.
she found that ingratiation was not effective in the long run.
او متوجه شد که التودد در درازمدت موثر نیست.
his ingratiation with the team helped him fit in quickly.
التودد او با تیم به او کمک کرد تا به سرعت با آنها هماهنگ شود.
social ingratiation
عمل خودنمایی اجتماعی
ingratiation tactics
تاکتیک های خودنمایی
ingratiation strategies
استراتژی های خودنمایی
ingratiation behavior
رفتار خودنمایی
political ingratiation
خودنمایی سیاسی
ingratiation methods
روش های خودنمایی
ingratiation efforts
تلاش های خودنمایی
ingratiation techniques
تکنیک های خودنمایی
ingratiation practices
روش های خودنمایی
ingratiation approach
رویکرد خودنمایی
his ingratiation with the boss paid off in the form of a promotion.
التودد او با رئیس در نهایت به ثمر نشست و به ارتقاء شغلی منجر شد.
she used ingratiation to win over her colleagues.
او از التودد برای جلب نظر همکاران خود استفاده کرد.
ingratiation can sometimes be seen as insincerity.
گاهی اوقات ممکن است التودد به عنوان عدم صداقت تلقی شود.
his constant ingratiation made others uncomfortable.
التودد مداوم او باعث ناراحتی دیگران شد.
ingratiation is often a strategy in competitive environments.
التودد اغلب یک استراتژی در محیط های رقابتی است.
she mastered the art of ingratiation to advance her career.
او هنر التودد را برای پیشرفت در حرفه خود به کمال رساند.
his ingratiation tactics were transparent to everyone.
تاکتیک های التودد او برای همه آشکار بود.
ingratiation can lead to temporary friendships.
التودد می تواند منجر به دوستی های موقت شود.
she found that ingratiation was not effective in the long run.
او متوجه شد که التودد در درازمدت موثر نیست.
his ingratiation with the team helped him fit in quickly.
التودد او با تیم به او کمک کرد تا به سرعت با آنها هماهنگ شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید