inning

[ایالات متحده]/ˈɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوره بازی در بیسبال؛ فرصتی برای نشان دادن مهارت‌های فرد؛ دوره‌ای که یک دولت در قدرت است؛ احیای زمین

عبارات و ترکیب‌ها

first inning

اینینگ اول

last inning

اینینگ آخر

extra inning

اینینگ اضافی

opening inning

اینینگ آغازین

final inning

اینینگ نهایی

second inning

اینینگ دوم

third inning

اینینگ سوم

fourth inning

اینینگ چهارم

fifth inning

اینینگ پنجم

seventh inning

اینینگ هفتم

جملات نمونه

he hit a home run in the last inning.

او در آخرین اینینگ یک هوم‌ران زد.

the team scored three runs in the fifth inning.

تیم در اینینگ پنجم سه امتیاز کسب کرد.

she was nervous during the final inning of the game.

او در آخرین اینینگ بازی عصبی بود.

it's important to stay focused until the last inning.

تا آخرین اینینگ مهم است که متمرکز بمانید.

the pitcher threw a strike in the seventh inning.

پیتچر در اینینگ هفتم یک ضربه دقیق پرتاب کرد.

they celebrated their victory after the ninth inning.

آنها پس از اینینگ نهم پیروزی خود را جشن گرفتند.

our team was leading after the third inning.

تیم ما پس از اینینگ سوم پیشرو بود.

he made a fantastic catch in the eighth inning.

او یک گرفتن فوق العاده در اینینگ هشتم انجام داد.

the game went into extra innings due to a tie.

به دلیل تساوی، بازی به وقت‌های اضافه رفت.

the coach called for a timeout in the sixth inning.

مربی در اینینگ ششم درخواست تایم اوت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید