sinless

[ایالات متحده]/ˈsɪn.ləs/
[بریتانیا]/ˈsɪn.ləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌گناه؛ معصوم؛ از نظر قانونی بی‌گناه

عبارات و ترکیب‌ها

sinless being

وجود بی‌گناه

sinless life

زندگی بی‌گناه

sinless soul

روح بی‌گناه

sinless nature

طبیعت بی‌گناه

sinless state

حالت بی‌گناه

sinless child

کودک بی‌گناه

sinless heart

قلب بی‌گناه

sinless act

عمل بی‌گناه

sinless existence

وجود بی‌گناه

sinless perfection

کمال بی‌گناه

جملات نمونه

she always strives to be sinless in her actions.

او همیشه تلاش می‌کند تا در اعمال خود بی‌گناه باشد.

in a sinless world, everyone would live in harmony.

در دنیایی بی‌گناه، همه در صلح و هماهنگی زندگی خواهند کرد.

he believes that a sinless life is achievable through mindfulness.

او معتقد است که یک زندگی بی‌گناه از طریق ذهن‌آگاهی قابل دستیابی است.

the concept of a sinless being fascinates many philosophers.

مفهوم یک موجود بی‌گناه بسیاری از فیلسوفان را مجذوب خود می‌کند.

she was often described as a sinless angel by her friends.

دوستانش اغلب او را به عنوان یک فرشته بی‌گناه توصیف می‌کردند.

they seek to create a sinless community based on respect.

آنها به دنبال ایجاد یک جامعه بی‌گناه بر اساس احترام هستند.

many religions teach the importance of living a sinless life.

بسیاری از ادیان اهمیت زندگی کردن یک زندگی بی‌گناه را آموزش می‌دهند.

she felt that being sinless was a personal goal to achieve.

او احساس می‌کرد که بی‌گناه بودن یک هدف شخصی برای دستیابی است.

in literature, the idea of a sinless hero is often explored.

در ادبیات، ایده یک قهرمان بی‌گناه اغلب مورد بررسی قرار می‌گیرد.

he believes that no one is truly sinless, but we can strive for it.

او معتقد است که هیچ کس واقعاً بی‌گناه نیست، اما می‌توانیم برای آن تلاش کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید