inoperably damaged
غیرقابل استفاده به دلیل آسیبدیدگی
inoperably broken
غیرقابل استفاده به دلیل شکستن
inoperably flawed
غیرقابل استفاده به دلیل نقص
inoperably unsafe
غیرقابل استفاده به دلیل ناایمنی
inoperably slow
غیرقابل استفاده به دلیل کند بودن
inoperably complex
غیرقابل استفاده به دلیل پیچیدگی
inoperably outdated
غیرقابل استفاده به دلیل قدیمی بودن
inoperably weak
غیرقابل استفاده به دلیل ضعف
inoperably large
غیرقابل استفاده به دلیل بزرگ بودن
inoperably inefficient
غیرقابل استفاده به دلیل ناکارآمدی
the machine was found to be inoperably damaged.
دستگاه به گونهای آسیب دیده بود که قابل استفاده نبود.
after the accident, the car was deemed inoperably wrecked.
پس از حادثه، خودرو به گونهای آسیب دید که غیرقابل استفاده بود.
the software update rendered the system inoperably slow.
بهروزرسانی نرمافزار باعث شد سیستم به طرز غیرقابل استفادهای کند شود.
due to the flood, the building was left inoperably flooded.
به دلیل سیل، ساختمان به گونهای آب گرفت که غیرقابل استفاده بود.
the equipment was found inoperably faulty during inspection.
در حین بازرسی، تجهیزات به گونهای معیوب تشخیص داده شد.
the computer became inoperably infected with viruses.
کامپیوتر به گونهای آلوده به ویروس شد که غیرقابل استفاده بود.
the network was left inoperably down for several hours.
شبکه برای چندین ساعت به گونهای از کار افتاد که غیرقابل استفاده بود.
the generator was inoperably broken after the storm.
پس از طوفان، ژنراتور به گونهای شکسته بود که غیرقابل استفاده بود.
her injury left her inoperably unable to compete.
آسیبدیدگی او باعث شد که به طرز غیرقابل استفادهای نتواند مسابقه دهد.
the printer was inoperably jammed and needed repair.
پرینتر به گونهای گیر کرده بود و نیاز به تعمیر داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید