inputted data
دادههای وارد شده
inputted values
مقادیر وارد شده
inputted information
اطلاعات وارد شده
inputted text
متن وارد شده
inputted commands
دستورات وارد شده
inputted numbers
اعداد وارد شده
inputted parameters
پارامترهای وارد شده
inputted settings
تنظیمات وارد شده
inputted responses
پاسخهای وارد شده
the data was inputted into the system yesterday.
دادهها دیروز وارد سیستم شدند.
make sure you have inputted the correct information.
مطمئن شوید اطلاعات صحیح را وارد کرده اید.
after the data is inputted, we can analyze the results.
پس از وارد کردن داده ها، می توانیم نتایج را تجزیه و تحلیل کنیم.
he inputted the details for the new project.
او جزئیات پروژه جدید را وارد کرد.
she inputted her password to access the account.
او رمز عبور خود را برای دسترسی به حساب وارد کرد.
the program crashed after i inputted the wrong command.
برنامه بعد از وارد کردن دستور اشتباه از کار افتاد.
once all data is inputted, you can submit the form.
پس از وارد کردن تمام داده ها، می توانید فرم را ارسال کنید.
the teacher inputted grades into the database.
معلم نمرات را در پایگاه داده وارد کرد.
they inputted their preferences for the survey.
آنها ترجیحات خود را برای نظرسنجی وارد کردند.
he forgot to save the changes after he inputted the new data.
او فراموش کرد که پس از وارد کردن داده های جدید تغییرات را ذخیره کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید