keyed up
تحت فشار
keyed in
وارد شده
keyed out
خروجی کلید
keyed entry
ورودی کلیدی
keyed access
دسترسی کلیدی
keyed lock
قفل کلیدی
keyed system
سیستم کلیدی
keyed file
فایل کلیدی
keyed input
ورودی کلیدی
keyed code
کد کلیدی
the technician keyed in the data for the new project.
تکنسین دادههای مربوط به پروژه جدید را وارد کرد.
she keyed the password into the system.
او رمز عبور را در سیستم وارد کرد.
he quickly keyed the information into the database.
او به سرعت اطلاعات را در پایگاه داده وارد کرد.
the assistant keyed the notes from the meeting.
دستیار یادداشتهای جلسه را وارد کرد.
they keyed the results into the spreadsheet.
آنها نتایج را در صفحه گسترده وارد کردند.
the operator keyed the commands to start the machine.
اپراتور دستورات را برای راه اندازی دستگاه وارد کرد.
she accidentally keyed the wrong number.
او به طور تصادفی شماره اشتباه را وارد کرد.
he carefully keyed the information for accuracy.
او به دقت اطلاعات را برای اطمینان وارد کرد.
the clerk keyed the sales data for the month.
کارمند دادههای فروش ماه را وارد کرد.
after the call, she keyed in the customer's details.
پس از تماس، او جزئیات مشتری را وارد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید