insets

[ایالات متحده]/ˈɪn.sɛts/
[بریتانیا]/ˈɪn.sɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیاء وارد شده به چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

image insets

تصاویر الحاق‌شده

text insets

الحاق متن

margin insets

الحاق حاشیه

padding insets

الحاق پدینگ

border insets

الحاق حاشیه

content insets

الحاق محتوا

layout insets

الحاق طرح‌بندی

view insets

الحاق نمایشی

size insets

الحاق اندازه

area insets

الحاق ناحیه

جملات نمونه

the artist used colorful insets to enhance the painting.

هنرمند از حاشیه‌های رنگارنگ برای افزایش جذابیت نقاشی استفاده کرد.

we can add insets to the design for better visual appeal.

ما می‌توانیم حاشیه‌ها را به طرح اضافه کنیم تا جذابیت بصری بهتری داشته باشد.

the book features beautiful insets of historical maps.

این کتاب دارای حاشیه‌های زیبا از نقشه‌های تاریخی است.

inset images can provide additional context to the article.

تصاویر الحاقی می‌توانند زمینه بیشتری برای مقاله فراهم کنند.

she created a collage with various insets from magazines.

او یک کولاژ با حاشیه‌های مختلف از مجلات ساخت.

the insets on the map indicate important landmarks.

حاشیه‌های روی نقشه نقاط مهم را نشان می‌دهند.

he carefully arranged the insets to create a balanced layout.

او حاشیه‌ها را با دقت مرتب کرد تا یک طرح متعادل ایجاد کند.

inset boxes are often used in graphic design to highlight information.

جعبه‌های الحاقی اغلب در طراحی گرافیک برای برجسته کردن اطلاعات استفاده می‌شوند.

the presentation included several insets to illustrate key points.

ارائه شامل چندین الحاق بود تا نکات کلیدی را نشان دهد.

using insets can make the content more engaging for the audience.

استفاده از الحاق می‌تواند محتوا را برای مخاطبان جذاب‌تر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید