insightfully

[ایالات متحده]/[ˈɪnsaɪtfəli]/
[بریتانیا]/[ˈɪnsaɪtfəli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نشان دهد یا با عمق درک یا درکی شود؛ به گونه‌ای که یک راز یا معنای پنهان را آشکار کند.

عبارات و ترکیب‌ها

insightfully observed

به‌طور نگاهی درک‌آور

insightfully explained

به‌طور نگاهی درک‌آور توضیح داده شد

speaking insightfully

به‌طور نگاهی درک‌آور صحبت کردن

insightfully written

به‌طور نگاهی درک‌آور نوشته شده

insightfully argued

به‌طور نگاهی درک‌آور استدلال شد

insightfully presented

به‌طور نگاهی درک‌آور ارائه شد

insightfully analyzed

به‌طور نگاهی درک‌آور تحلیل شد

insightfully considered

به‌طور نگاهی درک‌آور در نظر گرفته شد

insightfully detailed

به‌طور نگاهی درک‌آور جزئیات داده شد

insightfully demonstrated

به‌طور نگاهی درک‌آور نشان داده شد

جملات نمونه

the analyst insightfully predicted the market's downturn.

تحلیلگر به‌طور خردمند پیش‌بینی کاهش بازار را انجام داد.

she insightfully commented on the complex political situation.

او به‌طور خردمند درباره وضعیت سیاسی پیچیده نظر داد.

the professor insightfully explained the nuances of the theory.

پروفسور به‌طور خردمند ظرافت‌های نظریه را توضیح داد.

he insightfully observed the subtle changes in her behavior.

او به‌طور خردمند تغییرات ظریف در رفتار او را مشاهده کرد.

the report insightfully detailed the company's financial struggles.

گزارش به‌طور خردمند مشکلات مالی شرکت را به‌طور جزئی توضیح داد.

the critic insightfully reviewed the new film, praising its originality.

评论家敏锐地评论了这部新电影,称赞了其原创性。

the author insightfully explored the themes of love and loss.

نویسنده به‌طور خردمند مفاهیم عشق و از دست دادن را بررسی کرد.

the consultant insightfully identified the root cause of the problem.

مربی به‌طور خردمند علت اصلی مشکل را شناسایی کرد.

the researcher insightfully analyzed the data, revealing a key trend.

پژوهشگر به‌طور خردمند داده‌ها را تحلیل کرد و یک روند کلیدی را آشکار کرد.

the director insightfully used lighting to create a specific mood.

کارگردان به‌طور خردمند از روشنایی برای ایجاد یک حالت خاص استفاده کرد.

the journalist insightfully investigated the corruption scandal.

خبرنگار به‌طور خردمند درباره اسکاندال فساد تحقیق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید