insinuations

[ایالات متحده]/ɪnˌsɪn.juˈeɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/ɪnˌsɪn.juˈeɪ.ʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشنهادات یا نشانه‌های غیرمستقیم

عبارات و ترکیب‌ها

false insinuations

دسیسه‌های نادرست

malicious insinuations

دسیسه‌های مخرب

veiled insinuations

دسیسه‌های پنهان

subtle insinuations

دسیسه‌های ظریف

baseless insinuations

دسیسه‌های بی‌اساس

unfounded insinuations

دسیسه‌های بی‌مورد

serious insinuations

دسیسه‌های جدی

direct insinuations

دسیسه‌های مستقیم

hurtful insinuations

دسیسه‌های آسیب‌رسان

cryptic insinuations

دسیسه‌های رمزآلود

جملات نمونه

her insinuations about his character were unfounded.

اشاره‌های او به شخصیت او بی‌اساس بود.

the insinuations made during the meeting created tension.

اشاره‌هایی که در طول جلسه مطرح شد، باعث ایجاد تنش شد.

he dismissed the insinuations as mere gossip.

او این اشاره‌ها را صرفاً غیبت دانست.

insinuations can often lead to misunderstandings.

اشاره‌ها اغلب می‌توانند منجر به سوء تفاهم شوند.

she was hurt by the insinuations about her work ethic.

او از اشاره‌هایی در مورد اخلاق کاری‌اش رنجید.

the politician's insinuations were intended to discredit his opponent.

اشاره‌های سیاستمدار برای بدنام کردن رقیبش بود.

insinuations can be more damaging than outright accusations.

اشاره‌ها می‌توانند از اتهامات آشکار آسیب‌رسان‌تر باشند.

he often makes insinuations that leave others uncomfortable.

او اغلب اشاره‌هایی می‌کند که باعث ناراحتی دیگران می‌شود.

the article was filled with insinuations about the company's integrity.

مقاله مملو از اشاره‌هایی در مورد یکپارچگی شرکت بود.

she tried to ignore the insinuations and focus on her work.

او سعی کرد اشاره‌ها را نادیده بگیرد و روی کار خود تمرکز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید