insolated

[ایالات متحده]/ˈɪn.sə.leɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈɪn.sə.leɪ.tɪd/

ترجمه

v. در معرض نور خورشید قرار دادن برای سفید کردن یا خشک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

insolated area

منطقه ایزوله

insolated system

سیستم ایزوله

insolated point

نقطه ایزوله

insolated region

منطقه ایزوله

insolated environment

محیط ایزوله

insolated unit

واحد ایزوله

insolated circuit

مدار ایزوله

insolated component

قطعه ایزوله

insolated network

شبکه ایزوله

insolated device

دستگاه ایزوله

جملات نمونه

the house was insolated from the noise of the street.

خانه از سر و صدای خیابان جدا شده بود.

they insolated the room to keep it warm during winter.

آنها اتاق را برای گرم نگه داشتن آن در طول زمستان ایزوله کردند.

her feelings were insolated from the harsh criticism.

احساسات او از انتقادات تند جدا شده بود.

the insolated environment allowed for unique species to thrive.

محیط ایزوله به گونه های خاص اجازه رشد داد.

he felt insolated after moving to a new city.

او پس از نقل مکان به یک شهر جدید احساس انزوا کرد.

the insolated community developed its own culture.

جامعه ایزوله فرهنگ خود را توسعه داد.

they insolated the power lines to prevent accidents.

آنها برای جلوگیری از حوادث، خطوط برق را ایزوله کردند.

she insolated herself from negative influences.

او خود را از تأثیرات منفی جدا کرد.

the experiment required insolated conditions for accuracy.

تجربه برای دقت به شرایط ایزوله نیاز داشت.

the insolated area became a sanctuary for wildlife.

منطقه ایزوله به پناهگاهی برای حیات وحش تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید