insolences

[ایالات متحده]/ˈɪnsələns/
[بریتانیا]/ˈɪnsələns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکبر; بی‌احترامی; نگرش تکبر و بی‌ادبی; رفتار یا کلماتی که عدم احترام را نشان می‌دهند.

عبارات و ترکیب‌ها

display of insolence

نشان دادن بی‌ادبی

respond with insolence

با بی‌ادبی پاسخ دهید

bold insolence

بی‌ادبی جسورانه

arrogant insolence

بی‌ادبی مغرانه

جملات نمونه

was fired on the spot for insolence;

به دلیل بی‌احترامی، بلافاصله اخراج شد.

Teachers don’t like insolence from pupils.

معلمان از بی احترامی دانش آموزان خوششان نمی آید.

How can you suffer such insolence?

چگونه می توانید چنین بی احترامی را تحمل کنید؟

His insufferable insolence cost him many friends.

بی احترامی طاقت فرسا او باعث از دست دادن بسیاری از دوستانش شد.

His insolence is more than I can stand.

بی احترامی او بیشتر از آن چیزی است که من می توانم تحمل کنم.

The surely insolence of the waiters drove him into a rage,and he flung his serviette to the floor and stalked out of the restaurant.

بی احترامی اطمینان بخش گارسون ها او را به خشم آورد و او دستمال خود را به زمین انداخت و از رستوران خارج شد.

The surly insolence of the waiters drove him into a rage,and he flung his serviette to the floor and stalked out of the restaurant.

بی احترامی گارسون ها او را به خشم آورد و او دستمال خود را به زمین انداخت و از رستوران خارج شد.

gazed into her eyes. Tostare is to gaze fixedly; the word can indicate curiosity, boldness, insolence, or stupidity:

او با کنجکاوی، جسارت، بی‌ادبی یا حماقت خیره شد: Tostare به معنای خیره شدن ثابت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید