inspan

[ایالات متحده]/ɪnˈspæn/
[بریتانیا]/ɪnˈspæn/

ترجمه

vt. به وسیله‌ای جفت کردن (حیوانات)
vi. به وسیله‌ای زنجیر کردن دام‌ها
v. به وسیله‌ای جفت کردن حیوانات (استفاده در آفریقای جنوبی)
Word Forms
شکل سوم شخص مفردinspans
صفت یا فعل حال استمراریinspanning
زمان گذشتهinspanned
قسمت سوم فعلinspanned

عبارات و ترکیب‌ها

inspan time

زمان

inspan range

محدوده

inspan value

ارزش

inspan area

منطقه

inspan project

پروژه

inspan scope

دامنه

inspan context

زمینه

inspan detail

جزئیات

inspan process

فرآیند

inspan system

سیستم

جملات نمونه

we need to inspan the resources for the project.

ما نیاز به تخصیص منابع برای پروژه داریم.

they decided to inspan their efforts to achieve a common goal.

آنها تصمیم گرفتند تلاش خود را برای دستیابی به یک هدف مشترک متمرکز کنند.

inspan the data from different departments for a comprehensive report.

داده ها را از بخش های مختلف برای یک گزارش جامع جمع آوری کنید.

it’s important to inspan all ideas during the brainstorming session.

در طول جلسه بارش فکری، ارائه همه ایده ها مهم است.

we must inspan our strategies to improve efficiency.

ما باید استراتژی های خود را برای بهبود کارایی متمرکز کنیم.

inspan the feedback from customers to enhance the service.

بازخورد مشتریان را برای بهبود خدمات جمع آوری کنید.

the team will inspan their knowledge to tackle the challenge.

تیم دانش خود را برای مقابله با چالش متمرکز خواهد کرد.

inspan the lessons learned from past experiences for better outcomes.

درس های آموخته شده از تجربیات گذشته را برای نتایج بهتر جمع آوری کنید.

we can inspan our networks for better collaboration.

ما می توانیم شبکه های خود را برای همکاری بهتر متمرکز کنیم.

inspan the marketing strategies to reach a wider audience.

استراتژی های بازاریابی را برای رسیدن به مخاطبان گسترده تر متمرکز کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید