inspectability

[ایالات متحده]/ɪnˌspɛktəˈbɪlɪti/
[بریتانیا]/ɪnˌspɛktəˈbɪləti/

ترجمه

n. کیفیتی که امکان بازرسی یا معاینه کردن آن وجود دارد؛ قابل بازرسی بودن؛ توانایی بررسی یا تأیید کردن؛ قابلیت تأیید از طریق بازرسی؛ قابلیتی که یک ماده یا قطعه بتواند برای یافتن نقص‌ها مورد آزمایش قرار گیرد (به عنوان مثال، با استفاده از بازرسی غیر مخرب)؛ قابلیت تشخیص در زمینه بازرسی؛ توانایی قابل تشخیص بودن

عبارات و ترکیب‌ها

improve inspectability

بهبود قابلیت بررسی

increase inspectability

افزایش قابلیت بررسی

ensure inspectability

اطمینان از قابلیت بررسی

inspectability matters

قابلیت بررسی مهم است

high inspectability

قابلیت بررسی بالا

low inspectability

قابلیت بررسی پایین

inspectability issues

مشکلات قابلیت بررسی

inspectability requirements

الزامات قابلیت بررسی

inspectability improved

قابلیت بررسی بهبود یافته است

جملات نمونه

the new dashboard improves inspectability of system health at a glance.

داشبورد جدید، قابلیت بررسی وضعیت سیستم را در یک نگاه بهبود می‌بخشد.

we prioritized inspectability to speed up root-cause analysis during incidents.

ما اولویت‌دهی به قابلیت بررسی را برای تسریع در تحلیل علت ریشه‌ای حوادث انجام دادیم.

higher inspectability comes from consistent logging, metrics, and traces.

افزایش قابلیت بررسی از طریق ثبت وقایع، معیارها و ردیابی‌های یکپارچه حاصل می‌شود.

the team added structured logs to boost inspectability across services.

تیم، لاگ‌های ساختاریافته را برای افزایش قابلیت بررسی در سراسر سرویس‌ها اضافه کرد.

good inspectability makes regressions easier to detect before release.

قابلیت بررسی خوب، تشخیص رگرسیون‌ها را قبل از انتشار آسان‌تر می‌کند.

we improved inspectability by tagging requests with a correlation id.

ما با برچسب‌گذاری درخواست‌ها با یک شناسه همبستگی، قابلیت بررسی را بهبود بخشیدیم.

inspectability requirements were included in the design review checklist.

الزامات قابلیت بررسی در چک لیست بررسی طراحی گنجانده شد.

low inspectability can hide performance bottlenecks for months.

کاهش قابلیت بررسی می‌تواند مشکلات عملکردی را برای ماه‌ها پنهان کند.

to increase inspectability, expose key metrics with clear names and units.

برای افزایش قابلیت بررسی، معیارهای کلیدی را با نام‌ها و واحد‌های مشخص آشکار کنید.

the audit trail enhances inspectability for compliance and security reviews.

ردیابی حسابرسی، قابلیت بررسی را برای بررسی‌های انطباق و امنیت افزایش می‌دهد.

better inspectability reduced our mean time to resolution last quarter.

بهبود قابلیت بررسی، میانگین زمان رسیدگی ما را در فصل گذشته کاهش داد.

inspectability is a core quality attribute for operating distributed systems.

قابلیت بررسی یک ویژگی کیفیت اصلی برای اداره سیستم‌های توزیع‌شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید