inspirited

[ایالات متحده]/ɪnˈspɪrɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈspɪrɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل گذشته‌ی مشارکتی inspirit

عبارات و ترکیب‌ها

inspirited heart

قلب الهام‌بخش

inspirited mind

ذهن الهام‌بخش

inspirited spirit

روح الهام‌بخش

inspirited action

اقدام الهام‌بخش

inspirited team

تیم الهام‌بخش

inspirited leader

رهبر الهام‌بخش

inspirited vision

چشم‌انداز الهام‌بخش

inspirited journey

سفر الهام‌بخش

inspirited community

جامعه الهام‌بخش

inspirited life

زندگی الهام‌بخش

جملات نمونه

her speech was so inspirited that it moved everyone in the audience.

سخنرانی او بسیار پرانرژی بود که باعث شد همه در تالار تشویق شوند.

the inspirited team worked late into the night to finish the project.

تیم پرانرژی تا دیروقت شب برای اتمام پروژه کار کردند.

he felt inspirited after receiving positive feedback from his peers.

او پس از دریافت بازخورد مثبت از همکارانش احساس پرانرژی کرد.

the inspirited atmosphere at the event encouraged everyone to participate.

فضای پرانرژی در رویداد باعث شد همه تشویق شوند تا شرکت کنند.

she always tries to keep her students inspirited and engaged.

او همیشه سعی می کند دانش آموزان خود را پرانرژی و درگیر نگه دارد.

the inspirited discussion led to many innovative ideas.

بحث پرانرژی منجر به ایده های نوآورانه زیادی شد.

his inspirited performance on stage captivated the audience.

اجای پرانرژی او در صحنه مخاطبان را مجذوب خود کرد.

they felt inspirited by the beauty of the landscape.

آنها تحت تأثیر زیبایی منظره احساس پرانرژی کردند.

an inspirited leader can motivate their team to achieve great results.

یک رهبر پرانرژی می تواند تیم خود را برای دستیابی به نتایج عالی ترغیب کند.

after the inspirited meeting, everyone was eager to start working.

پس از جلسه پرانرژی، همه مشتاق شروع به کار بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید