instable

[ایالات متحده]/ˈɪnsteɪbl/
[بریتانیا]/ˈɪnsteɪbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناپایدار; غیرمحکم

عبارات و ترکیب‌ها

instable system

سیستم ناپایدار

instable environment

محیط ناپایدار

instable economy

اقتصاد ناپایدار

instable condition

شرایط ناپایدار

instable situation

وضعیت ناپایدار

instable market

بازار ناپایدار

instable relationship

رابطه ناپایدار

instable behavior

رفتار ناپایدار

instable structure

ساختار ناپایدار

instable phase

فاز ناپایدار

جملات نمونه

the stock market is quite instable this week.

بازار سهام این هفته نسبتاً ناپایدار است.

his emotions were instable after the breakup.

احساسات او پس از جدایی ناپایدار بود.

the weather has been instable lately.

هوا در روزهای اخیر نسبتاً ناپایدار بوده است.

we need to find a more instable solution to the problem.

ما به یک راه حل ناپایدارتر برای مشکل نیاز داریم.

the political situation in the country remains instable.

وضعیت سیاسی در کشور همچنان ناپایدار است.

his instable behavior worried his friends.

رفتار ناپایدار او باعث نگرانی دوستانش شد.

the bridge is considered instable and needs repairs.

پل ناپایدار در نظر گرفته شده و نیاز به تعمیرات دارد.

her instable health has been a concern for the family.

وضعیت سلامتی ناپایدار او باعث نگرانی خانواده شده است.

the team's performance has been instable this season.

عملکرد تیم این فصل ناپایدار بوده است.

instable conditions can lead to accidents.

شرایط ناپایدار می تواند منجر به حوادث شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید