instantiated

[ایالات متحده]/ɪnˈstænʃieɪt/
[بریتانیا]/ɪnˈstæntʃieɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای ارائه یک مثال از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

instantiate object

ایجاد شی

instantiate class

ایجاد کلاس

instantiate template

ایجاد الگو

instantiate instance

ایجاد نمونه

instantiate method

ایجاد متد

instantiate variable

ایجاد متغیر

instantiate service

ایجاد سرویس

instantiate component

ایجاد کامپوننت

instantiate function

ایجاد تابع

instantiate framework

ایجاد چارچوب

جملات نمونه

we need to instantiate the object before we can use it.

ما باید شی را نمونه‌سازی کنیم قبل از اینکه بتوانیم از آن استفاده کنیم.

to test the software, we must instantiate several components.

برای تست نرم‌افزار، ما باید چندین کامپوننت را نمونه‌سازی کنیم.

developers often instantiate classes to create new objects.

توسعه‌دهندگان اغلب کلاس‌ها را نمونه‌سازی می‌کنند تا اشیاء جدید ایجاد کنند.

it's important to instantiate the settings correctly.

مهم است که تنظیمات را به درستی نمونه‌سازی کنید.

we can instantiate multiple instances of the same class.

ما می‌توانیم چندین نمونه از همان کلاس را نمونه‌سازی کنیم.

to proceed, you must instantiate the necessary parameters.

برای ادامه، شما باید پارامترهای لازم را نمونه‌سازی کنید.

when the application starts, it will instantiate the main window.

هنگامی که برنامه شروع می‌شود، پنجره اصلی را نمونه‌سازی می‌کند.

in programming, you often instantiate variables at the beginning.

در برنامه‌نویسی، اغلب متغیرها را در ابتدا نمونه‌سازی می‌کنید.

to visualize the data, we need to instantiate the chart object.

برای تجسم داده‌ها، ما باید شی نمودار را نمونه‌سازی کنیم.

make sure to instantiate the database connection before querying.

مطمئن شوید که قبل از پرس و جو، اتصال پایگاه داده را نمونه‌سازی کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید