inter-organization collaboration
همکاری بین سازمانی
inter-organization agreement
توافقنامه بین سازمانی
inter-organization network
شبکه بین سازمانی
inter-organization partnership
همکاری بین سازمانی
facilitating inter-organization
تسهیل همکاری بین سازمانی
inter-organization efforts
تلاشهای بین سازمانی
inter-organization initiatives
ابتکارات بین سازمانی
supporting inter-organization
حمایت از همکاری بین سازمانی
inter-organization structure
ساختار بین سازمانی
inter-organization projects
پروژههای بین سازمانی
the inter-organization collaboration led to significant project advancements.
همکاری بین سازمانی منجر به پیشرفتهای قابل توجهی در پروژه شد.
we need to foster stronger inter-organization communication channels.
ما نیاز داریم کانالهای ارتباطی قویتر بین سازمانی را تقویت کنیم.
an inter-organization task force was formed to address the issue.
یک گروه وظیفهای بین سازمانی برای رسیدگی به این موضوع تشکیل شد.
the inter-organization agreement outlined shared responsibilities.
توافقنامه بین سازمانی مسئولیتهای مشترک را مشخص کرد.
successful inter-organization partnerships require mutual trust.
همکاریهای موفق بین سازمانی نیازمند اعتماد متقابل است.
data sharing across inter-organization boundaries is crucial.
اشتراکگذاری دادهها در سراسر مرزهای بین سازمانی بسیار مهم است.
the inter-organization training program enhanced employee skills.
برنامه آموزشی بین سازمانی مهارتهای کارکنان را ارتقا داد.
we analyzed the existing inter-organization workflows for efficiency.
ما جریانهای کاری موجود بین سازمانی را برای افزایش کارایی تجزیه و تحلیل کردیم.
the inter-organization research project yielded valuable insights.
پروژه تحقیقاتی بین سازمانی بینشهای ارزشمندی به دست آورد.
standardizing processes is key for effective inter-organization operations.
استانداردسازی فرآیندها برای عملیات مؤثر بین سازمانی کلیدی است.
the inter-organization summit facilitated networking opportunities.
نشست بین سازمانی فرصتهای شبکهسازی را تسهیل کرد.
inter-organization collaboration
همکاری بین سازمانی
inter-organization agreement
توافقنامه بین سازمانی
inter-organization network
شبکه بین سازمانی
inter-organization partnership
همکاری بین سازمانی
facilitating inter-organization
تسهیل همکاری بین سازمانی
inter-organization efforts
تلاشهای بین سازمانی
inter-organization initiatives
ابتکارات بین سازمانی
supporting inter-organization
حمایت از همکاری بین سازمانی
inter-organization structure
ساختار بین سازمانی
inter-organization projects
پروژههای بین سازمانی
the inter-organization collaboration led to significant project advancements.
همکاری بین سازمانی منجر به پیشرفتهای قابل توجهی در پروژه شد.
we need to foster stronger inter-organization communication channels.
ما نیاز داریم کانالهای ارتباطی قویتر بین سازمانی را تقویت کنیم.
an inter-organization task force was formed to address the issue.
یک گروه وظیفهای بین سازمانی برای رسیدگی به این موضوع تشکیل شد.
the inter-organization agreement outlined shared responsibilities.
توافقنامه بین سازمانی مسئولیتهای مشترک را مشخص کرد.
successful inter-organization partnerships require mutual trust.
همکاریهای موفق بین سازمانی نیازمند اعتماد متقابل است.
data sharing across inter-organization boundaries is crucial.
اشتراکگذاری دادهها در سراسر مرزهای بین سازمانی بسیار مهم است.
the inter-organization training program enhanced employee skills.
برنامه آموزشی بین سازمانی مهارتهای کارکنان را ارتقا داد.
we analyzed the existing inter-organization workflows for efficiency.
ما جریانهای کاری موجود بین سازمانی را برای افزایش کارایی تجزیه و تحلیل کردیم.
the inter-organization research project yielded valuable insights.
پروژه تحقیقاتی بین سازمانی بینشهای ارزشمندی به دست آورد.
standardizing processes is key for effective inter-organization operations.
استانداردسازی فرآیندها برای عملیات مؤثر بین سازمانی کلیدی است.
the inter-organization summit facilitated networking opportunities.
نشست بین سازمانی فرصتهای شبکهسازی را تسهیل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید