intercuts

[ایالات متحده]/ɪntə'kʌt/
[بریتانیا]/ˌɪntɚ'kʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. برش زدن و رفت و برگشت بین دو یا چند صحنه مختلف در یک فیلم یا برنامه تلویزیونی
vt. ویرایش (یک فیلم یا برنامه تلویزیونی) با برش زدن و رفت و برگشت بین دو یا چند صحنه مختلف

جملات نمونه

The film intercuts between two parallel storylines.

فیلم بین دو خط داستانی موازی برش می‌زند.

The director decided to intercut flashbacks with the main narrative.

کارگردان تصمیم گرفت صحنه‌های گذشته را با روایت اصلی ترکیب کند.

The music video intercuts scenes of the band performing with dramatic visuals.

در موزیک ویدیو، صحنه‌های اجرای گروه با جلوه‌های بصری دراماتیک ترکیب می‌شوند.

The documentary intercuts interviews with archival footage.

فیلم مستند مصاحبه‌ها را با تصاویر آرشیوی ترکیب می‌کند.

The TV show intercuts between present-day scenes and flashbacks.

برنامه تلویزیونی بین صحنه‌های امروز و صحنه‌های گذشته برش می‌زند.

The editor skillfully intercut different angles to create tension in the scene.

محرر به طرز ماهرانه‌ای زوایای مختلف را برای ایجاد تنش در صحنه ترکیب کرد.

The action sequence was intercut with shots of the protagonist's emotional turmoil.

صحنه اکشن با تصاویری از آشفتگی عاطفی شخصیت اصلی ترکیب شد.

The film intercuts between color and black-and-white footage for a unique visual effect.

فیلم بین تصاویر رنگی و سیاه و سفید برش می‌زند تا جلوه‌ای بصری منحصر به فرد ایجاد کند.

The commercial intercuts scenes of people using the product with testimonials from satisfied customers.

تبلیغ صحنه‌هایی از مردم در حال استفاده از محصول را با نظرات مشتریان راضی ترکیب می‌کند.

The director chose to intercut action sequences with quiet moments of reflection.

کارگردان تصمیم گرفت صحنه‌های اکشن را با لحظات آرام و تأملی ترکیب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید