| شکل سوم شخص مفرد | interleaves |
| قسمت سوم فعل | interleaved |
| صفت یا فعل حال استمراری | interleaving |
| زمان گذشته | interleaved |
| جمع | interleaves |
pasta interleaved with strips of courgette and carrot.
پاستا همراه با نوارهای کدو سبز و هویج.
books of maps interleaved with tracing paper.
کتابهای نقشه همراه با کاغذ کادویی.
The two storylines interleave throughout the novel.
دو خط داستانی در طول رمان با هم در هم میآمیزند.
The director chose to interleave flashbacks with present-day scenes.
کارگردان تصمیم گرفت صحنههای گذشته را با صحنههای زمان حال در هم آمیزد.
The chapters interleave information about the history of the region.
فصلها اطلاعاتی در مورد تاریخ منطقه را با هم در هم میآمیزند.
The colors on the flag interleave to create a striking pattern.
رنگهای پرچم با هم در هم میآمیزند تا الگوی چشمگیری ایجاد کنند.
The teacher asked the students to interleave their notes with diagrams.
معلم از دانشآموزان خواست یادداشتهای خود را با نمودارها در هم آمیزند.
The different textures interleave to give the dish a unique taste.
بافتهای مختلف با هم در هم میآمیزند تا به غذا طعمی منحصر به فرد بدهند.
The artist chose to interleave different mediums in her artwork.
هنرمند تصمیم گرفت رسانههای مختلف را در اثر هنری خود در هم آمیزد.
pasta interleaved with strips of courgette and carrot.
پاستا همراه با نوارهای کدو سبز و هویج.
books of maps interleaved with tracing paper.
کتابهای نقشه همراه با کاغذ کادویی.
The two storylines interleave throughout the novel.
دو خط داستانی در طول رمان با هم در هم میآمیزند.
The director chose to interleave flashbacks with present-day scenes.
کارگردان تصمیم گرفت صحنههای گذشته را با صحنههای زمان حال در هم آمیزد.
The chapters interleave information about the history of the region.
فصلها اطلاعاتی در مورد تاریخ منطقه را با هم در هم میآمیزند.
The colors on the flag interleave to create a striking pattern.
رنگهای پرچم با هم در هم میآمیزند تا الگوی چشمگیری ایجاد کنند.
The teacher asked the students to interleave their notes with diagrams.
معلم از دانشآموزان خواست یادداشتهای خود را با نمودارها در هم آمیزند.
The different textures interleave to give the dish a unique taste.
بافتهای مختلف با هم در هم میآمیزند تا به غذا طعمی منحصر به فرد بدهند.
The artist chose to interleave different mediums in her artwork.
هنرمند تصمیم گرفت رسانههای مختلف را در اثر هنری خود در هم آمیزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید