musical intermezzo
قطعه موسیقی کوتاه
intermezzo scene
صحنه میان پرده
intermezzo performance
اجرای میان پرده
dramatic intermezzo
میان پرده دراماتیک
intermezzo piece
قطعه میان پرده
intermezzo music
موسیقی میان پرده
intermezzo dance
رقص میان پرده
brief intermezzo
میان پرده کوتاه
intermezzo moment
لحظه میان پرده
intermezzo act
پرده میان پرده
after the intense scene, there was an intermezzo of lighthearted music.
پس از صحنه شدید، یک قطعه موسیقی دلپذیر بینابینی وجود داشت.
the play included an intermezzo that allowed the audience to relax.
نمایش شامل یک قطعه موسیقی بینابینی بود که به تماشاگران اجازه میداد آرام شوند.
we enjoyed a delightful intermezzo during the long conference.
ما از یک قطعه موسیقی بینابینی دلپذیر در طول کنفرانس طولانی لذت بردیم.
the intermezzo in the opera was a refreshing change of pace.
قطعه موسیقی بینابینی در اپرا یک تغییر دلپذیر در سرعت بود.
she played an intermezzo on the piano to break the silence.
او برای شکستن سکوت، یک قطعه موسیقی بینابینی را روی پیانو اجرا کرد.
his speech included an intermezzo that made everyone laugh.
سخنرانی او شامل یک قطعه موسیقی بینابینی بود که باعث خنده همه شد.
the concert featured an intermezzo that showcased the violinist's talent.
اجرا در کنسرت شامل یک قطعه موسیقی بینابینی بود که استعداد ویولن زن را نشان میداد.
they planned an intermezzo for the wedding reception to entertain guests.
آنها برای سرگرمی مهمانان، یک قطعه موسیقی بینابینی را برای پذیرایی عروسی برنامهریزی کردند.
during the intermezzo, the dancers took the stage for a brief performance.
در طول قطعه موسیقی بینابینی، رقصندگان برای یک اجرای کوتاه روی صحنه رفتند.
an intermezzo of laughter broke the tension in the room.
خندههایی که در قطعه موسیقی بینابینی رخ داد، تنش را در اتاق شکست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید