internalist

[ایالات متحده]/[ˈɪntɜːnəlɪst]/
[بریتانیا]/[ˈɪntɜːrnəlɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که معتقد است که دانش اساساً از منابع داخلی، مانند عقل یا بازخورد درونی، به دست می‌آید؛ پشتیبان یک نظریه داخلی در یک حوزه خاص، مانند فلسفه یا زبان‌شناسی.
adj. مربوط به یا ویژگی داخلی‌گرایی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

internalist perspective

نگاه داخلی

an internalist

یک نگاه داخلی

internalist approach

رویکرد داخلی

being an internalist

بودن یک نگاه داخلی

internalist theory

نظریه داخلی

internalist views

دیدگاه های داخلی

internalist framework

چارچوب داخلی

internalist explanation

توضیح داخلی

internalist account

شرح داخلی

internalist assumptions

فرضیات داخلی

جملات نمونه

the internalist perspective emphasizes the role of prior knowledge in comprehension.

نگاه داخلی تأکید بر نقش دانش پیشین در درک را دارد.

he is an internalist who believes language is primarily shaped by innate structures.

او یک نظریه‌پرداز داخلی است که معتقد است زبان اساساً توسط ساختارهای مادرزاد شکل می‌گیرد.

her internalist approach to problem-solving focuses on understanding the underlying mechanisms.

رویکرد داخلی او در حل مسأله بر روی درک مکانیزم‌های پایه‌ای متمرکز است.

the debate between externalists and internalists continues in the philosophy of mind.

مباحثه بین خارجی‌ها و داخلی‌ها در فلسفه ذهن ادامه دارد.

an internalist account of perception prioritizes cognitive processes over sensory input.

یک رویکرد داخلی به حس، فرایندهای شناختی را نسبت به ورودی‌های حسی اولویت می‌دهد.

the internalist theory suggests that meaning is constructed within the mind.

نظریه داخلی می‌گوید که معنی درون ذهن ساخته می‌شود.

he presented a strong internalist argument for the existence of innate moral principles.

او یک استدلال قوی داخلی برای وجود اصول اخلاقی مادرزاد ارائه داد.

the internalist's view often prioritizes mental states over external behavior.

نگاه نظریه‌پردازان داخلی اغلب حالت‌های ذهنی را نسبت به رفتار خارجی اولویت می‌دهد.

she is an internalist in her approach to learning, believing in self-directed study.

او در رویکرد خود به یادگیری یک نظریه‌پرداز داخلی است و به یادگیری خود‌هماهنگ باور دارد.

the internalist framework assumes a degree of pre-existing understanding.

چارچوب نظریه‌پرداز داخلی فرض می‌کند که درجه‌ای از درک پیشین وجود دارد.

his internalist analysis of the poem focused on the author's internal thoughts and feelings.

تحلیل داخلی او از شعر بر فکرها و احساسات نویسنده متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید