internet-based

[ایالات متحده]/[ˈɪn.tə.net ˈbeɪst]/
[بریتانیا]/[ˈɪn.tər.net ˈbeɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متکی بر اینترنت یا استفاده از آن؛ مربوط به اینترنت؛ تحویل داده شده یا از طریق اینترنت قابل دسترس؛ عمدتاً یا منحصراً آنلاین فعال.

عبارات و ترکیب‌ها

internet-based learning

یادگیری مبتنی بر اینترنت

internet-based service

خدمات مبتنی بر اینترنت

internet-based business

کسب و کار مبتنی بر اینترنت

internet-based platform

پلتفرم مبتنی بر اینترنت

internet-based system

سیستم مبتنی بر اینترنت

internet-based marketing

بازاریابی مبتنی بر اینترنت

internet-based research

تحقیقات مبتنی بر اینترنت

internet-based training

آموزش مبتنی بر اینترنت

internet-based tools

ابزارهای مبتنی بر اینترنت

internet-based access

دسترسی مبتنی بر اینترنت

جملات نمونه

our company utilizes internet-based marketing strategies to reach a wider audience.

شرکت ما از استراتژی‌های بازاریابی مبتنی بر اینترنت برای دسترسی به مخاطبان گسترده‌تر استفاده می‌کند.

the course offers internet-based learning modules accessible 24/7.

این دوره ماژول‌های آموزشی مبتنی بر اینترنت را ارائه می‌دهد که 24 ساعته و 7 روز هفته قابل دسترسی هستند.

we are developing an internet-based platform for online collaboration.

ما در حال توسعه یک پلتفرم مبتنی بر اینترنت برای همکاری آنلاین هستیم.

the research project relied heavily on internet-based data collection methods.

این پروژه تحقیقاتی به شدت به روش‌های جمع‌آوری داده مبتنی بر اینترنت متکی بود.

the company's internet-based customer service system is available around the clock.

سیستم خدمات مشتری مبتنی بر اینترنت شرکت به صورت شبانه‌روزی در دسترس است.

the new system provides internet-based access to all company resources.

سیستم جدید دسترسی اینترنت-محور به تمام منابع شرکت را فراهم می‌کند.

the training program incorporates internet-based simulations for practical experience.

برنامه آموزشی شامل شبیه‌سازی‌های مبتنی بر اینترنت برای کسب تجربه عملی است.

the university offers several internet-based degree programs for distance learners.

دانشگاه چندین برنامه تحصیلی مبتنی بر اینترنت برای دانشجویان غیرحضوری ارائه می‌دهد.

the team communicated effectively using internet-based communication tools.

تیم به طور مؤثر با استفاده از ابزارهای ارتباطی مبتنی بر اینترنت ارتباط برقرار کرد.

the survey was distributed through an internet-based questionnaire.

این نظرسنجی از طریق یک پرسشنامه مبتنی بر اینترنت توزیع شد.

the company is transitioning to an internet-based sales model.

شرکت در حال تغییر به مدل فروش مبتنی بر اینترنت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید