interweaves

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈwiːvz/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈwiːvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به هم بافتن یا ترکیب کردن عناصر مختلف

عبارات و ترکیب‌ها

interweaves cultures

بافت فرهنگ‌ها

interweaves stories

بافت داستان‌ها

interweaves themes

بافت مضامین

interweaves ideas

بافت ایده‌ها

interweaves narratives

بافت روایت‌ها

interweaves elements

بافت عناصر

interweaves history

بافت تاریخ

interweaves art

بافت هنر

interweaves traditions

بافت سنت‌ها

interweaves emotions

بافت احساسات

جملات نمونه

the story interweaves multiple themes of love and loss.

داستان مضامین متعددی از عشق و فقدان را در هم می‌آمیزد.

her artwork interweaves different cultural influences.

هنر او تأثیرات فرهنگی مختلف را در هم می‌آمیزد.

the documentary interweaves personal narratives with historical events.

مستند روایت‌های شخصی را با وقایع تاریخی در هم می‌آمیزد.

the novel interweaves fantasy and reality seamlessly.

رمان خیال و واقعیت را به طور یکپارچه در هم می‌آمیزد.

the dance performance interweaves traditional and modern styles.

اجرای رقص سبک‌های سنتی و مدرن را در هم می‌آمیزد.

the film interweaves various storylines to create a complex narrative.

فیلم خطوط داستانی مختلف را در هم می‌آمیزد تا یک روایت پیچیده ایجاد کند.

her speech interweaves humor with serious topics.

سخنرانی او طنز را با موضوعات جدی در هم می‌آمیزد.

the project interweaves technology and creativity in innovative ways.

پروژه فناوری و خلاقیت را به روش‌های نوآورانه در هم می‌آمیزد.

the tapestry interweaves threads of different colors and textures.

گلیم نخ‌هایی از رنگ‌ها و بافت‌های مختلف را در هم می‌آمیزد.

the research interweaves findings from various disciplines.

تحقیقات یافته‌های مختلف از رشته‌های مختلف را در هم می‌آمیزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید