intoning a prayer
اجرای دعا
intoning softly
اجرای ملایم
intoning the text
اجرای متن
intoning with emotion
اجرا با احساسات
intoning the melody
اجرای ملودی
intoning aloud
اجرا با صدای بلند
intoning together
اجرا با هم
intoning the words
اجرای کلمات
intoning ritual chants
اجرای مناجات آیینی
intoning in unison
اجرا به صورت یکسان
she was intoning the ancient poem with great passion.
او با شور و اشتیاق فراوان شعر باستانی را زمزمه میکرد.
the teacher was intoning the lesson to ensure everyone understood.
معلم درس را زمزمه میکرد تا مطمئن شود همه متوجه شوند.
he walked into the room intoning a familiar tune.
او در حالی که یک ملودی آشنا را زمزمه میکرد وارد اتاق شد.
they were intoning the national anthem at the ceremony.
آنها در حال زمزمه کردن سرود ملی در مراسم بودند.
the choir was intoning beautifully during the performance.
گروه کر در طول اجرا به زیبایی زمزمه میکرد.
intoning the vows, they exchanged rings on their wedding day.
در حالی که سوگندها را زمزمه میکردند، حلقههای خود را در روز عروسی تعویض کردند.
she was intoning a lullaby to soothe the baby to sleep.
او یک آهنگ زمزمه میکرد تا نوزاد را به خواب ببرد.
the monk was intoning prayers in the temple.
راهب در حال زمزمه کردن دعاها در معبد بود.
he enjoyed intoning shakespeare's sonnets aloud.
او از زمزمه کردن سوناتهای شکسپیر به صورت بلند لذت میبرد.
they found joy in intoning their favorite songs together.
آنها از زمزمه کردن آهنگهای مورد علاقه خود با هم لذت میبردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید