intrenched

[ایالات متحده]/ɪnˈtrɛnʧt/
[بریتانیا]/ɪnˈtrɛnʧt/

ترجمه

v. به طور محکم یا محکم برقرار کردن؛ احاطه کردن با خندق؛ چروک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

intrenched beliefs

باورهای ریشه‌دار

intrenched interests

منافع ریشه‌دار

intrenched positions

مواضع ریشه‌دار

intrenched habits

عادت‌های ریشه‌دار

intrenched power

قدرت ریشه‌دار

intrenched systems

سیستم‌های ریشه‌دار

intrenched practices

روش‌های ریشه‌دار

intrenched culture

فرهنگ ریشه‌دار

intrenched views

دیدگاه‌های ریشه‌دار

intrenched attitudes

نگرش‌های ریشه‌دار

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید