intrusives

[ایالات متحده]/ɪn'truːsɪv/
[بریتانیا]/ɪn'trusɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مزاحم، disturbing.

عبارات و ترکیب‌ها

intrusive behavior

رفتار تهاجمی

intrusive thoughts

افکار مزاحم

feeling intrusive

احساس مزاحمت

intrusive advertising

تبلیغات مزاحم

intrusive rock

سنگ مزاحم

intrusive body

بدن مزاحم

جملات نمونه

that was an intrusive question.

آن یک سوال تهاجمی بود.

Rossing uranium mine is the only operating uranium mine in the world where the uranium occurs in intrusive alaskite.

معدن اورانیوم روسینگ تنها معدن اورانیوم فعال در جهان است که اورانیوم در آلکسیتی رخنه ای رخ می دهد.

The orebodies occur within or near the exocontact of intrusive rocks and above the hidden igneous rocks.

توده‌های معدنی در داخل یا نزدیک به تماس بیرونی سنگ‌های نفوذی و بالای سنگ‌های آذرین پنهان قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید