inveigle

[ایالات متحده]/ɪnˈveɪɡl/
[بریتانیا]/ɪnˈveɪɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فریب دادن (کسی) برای انجام کاری به وسیلهٔ فریب یا چاپلوسی؛ هدایت کردن (کسی) به انجام کاری به وسیلهٔ فریب یا چاپلوسی
شکل‌های واژه
صفت یا فعل حال استمراریinveigling
شکل سوم شخص مفردinveigles
زمان گذشتهinveigled
قسمت سوم فعلinveigled

جملات نمونه

inveigle sb. out of sth.

فریب دادن کسی برای به دست آوردن چیزی

inveigle sb. into (doing) sth.

فریب دادن کسی برای (انجام) کاری.

we cannot inveigle him into putting pen to paper.

ما نمی‌توانیم او را فریب دهیم تا قلم به دست بگیرد.

inveigle a free pass to the screening of the new film.

به دست آوردن یک کارت ورود رایگان برای نمایش فیلم جدید با فریب.

With tact and perseverance he inveigled her into becoming his law partner. Todecoy is to trap or ensnare by cunning or deception:

با زیرکی و پشتکار، او را متقاعد کرد تا شریک حقوقی او شود. به دام انداختن یا به دام انداختن با حیله یا فریب:

She tried to inveigle him into helping her with the project.

او سعی کرد او را فریب دهد تا به او در پروژه کمک کند.

He used his charm to inveigle his way into getting a promotion.

او از جذابیت خود برای فریب دادن و گرفتن ترفیع استفاده کرد.

The con artist tried to inveigle the elderly couple into giving him their life savings.

هنرمند کلاهبردار سعی کرد زوج مسن را فریب دهد تا تمام پس اندازهای خود را به او بدهند.

She managed to inveigle her way into the exclusive party.

او موفق شد با فریب وارد مهمانی انحصاری شود.

The salesman tried to inveigle the customer into buying the most expensive product.

فروشنده سعی کرد مشتری را فریب دهد تا گران‌ترین محصول را بخرد.

He inveigled his colleagues into going along with his plan.

او همکاران خود را فریب داد تا با طرح او همراه شوند.

The politician tried to inveigle the voters with false promises.

سیاستمدار سعی کرد رای دهندگان را با وعده‌های دروغین فریب دهد.

She inveigled her way into his heart with her sweet words.

او با حرف‌های شیرینش راه خود را به قلب او باز کرد.

The scammer tried to inveigle the unsuspecting victim into giving out personal information.

کلاهبردار سعی کرد قربانی غافلگیر شده را فریب دهد تا اطلاعات شخصی خود را ارائه دهد.

He managed to inveigle his way out of trouble with a clever excuse.

او با یک بهانه باهوش موفق شد از مشکلات فرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید