inveigling

[ایالات متحده]/ɪnˈveɪɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈveɪɡlɪŋ/

ترجمه

v. عمل متقاعد کردن کسی برای انجام کاری با فریب یا چاپلوسی

عبارات و ترکیب‌ها

inveigling tactics

حرفه‌های فریبنده

inveigling charm

جاذبه فریبنده

inveigling words

کلمات فریبنده

inveigling methods

روش‌های فریبنده

inveigling smile

لبخند فریبنده

inveigling offers

پیشنهادهای فریبنده

inveigling promises

وعده‌های فریبنده

inveigling strategies

استراتژی‌های فریبنده

inveigling techniques

تکنیک‌های فریبنده

inveigling influence

نفوذ فریبنده

جملات نمونه

he was inveigling her into a business deal.

او داشت او را به یک معامله تجاری فریب می‌داد.

she found him charming, almost as if he was inveigling her trust.

او او را جذاب یافت، تقریباً گویی که او داشت اعتماد او را فریب می‌داد.

the con artist was skilled at inveigling money from unsuspecting victims.

کلاهبردار در فریب پول از قربانیان بی‌احتیاط مهارت داشت.

inveigling someone into a false sense of security can be dangerous.

فریب دادن کسی به یک احساس امنیت کاذب می‌تواند خطرناک باشد.

they were accused of inveigling the public with misleading advertisements.

آنها متهم به فریب دادن مردم با تبلیغات گمراه کننده بودند.

inveigling her into attending the event took some effort.

فریب دادن او برای شرکت در رویداد کمی تلاش کرد.

he had a talent for inveigling others into his schemes.

او استعداد فریب دادن دیگران به طرح‌های خود را داشت.

the politician was accused of inveigling voters with false promises.

سیاستمدار متهم به فریب دادن رای دهندگان با وعده های دروغین بود.

she was not easily inveigled by his sweet words.

او به راحتی به زبان‌های شیرین او فریب نمی‌خورد.

inveigling someone into a secret can be a breach of trust.

فریب دادن کسی به یک راز می‌تواند نقض اعتماد باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید